{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد میلیاردری بودكه توی خونش تمساح نگه میداشت و اونارو گذ

مرد میلیاردری بودكه توی خونش تمساح نگه میداشت و اونارو گذاشته بود توی استخر پشت خونش .... اون یه دختر خیلی زیبا هم داشت .... یه روز یه مهمونی خیلی مجلل میگیره و خونش پر از آدم میشه .... وسطای مجلس پسرای توی مهمونی رو جمع میکنه میگه میخوام یه مسابقه بذارم واستون .... هر کدوم از شما بتونه این استخر پر از تمساح رو تا ته شنا کنه من یه میلیارد تومن بهش جایزه میدم ... یا اینکه دخترم رو به عقدش در میارم ... هنوز جمله آخرش تموم نشده بود که یکی پرید توی آب و تمساحا همه رفتن طرفش ... اینم با هر بدبختی بود فرار کرد و تا ته آب رو شنا کرد ... از اونور که اومد بیرون یه چند تا خراش کوچیک برداشته بود فقط . میلیاردر که خیلی کف کرده بود گفت : آفرین خیلی خوشم اومد. حالا دخترم رو میخوای یا یک میلیارد تومن پول رو ؟؟؟ پسره گفت : هیچ کدوم ...فقط خواستم ‏بگم ما از جنوب اومدیم.....
دیدگاه ها (۲)

من شبیه كدومشونم بگید؟؟؟؟؟.1جدی2شوخ طبع3روباز4دوست داشتنی5لو...

یارو مداحه اومده بود تو محله داشت سوسن خانم رو اجرا می کرد ب...

((( استقلالی ها لایک و کپی کنید ))) همیشه سعی کردیم...

beach 𝖕𝖆𝖗𝖙2ویو ته‌یونگتوی تاریکی در ساحل ته‌یونگ با نفس‌های ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "62"☆ویو هانا☆آن شب...فکر می‌کردم کارهام زود تموم ...

پشت نگاه سردت ... ۱۸ویو آت دوباره صدای پیام اومد.گوشی رو بر...

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

وقتی میخواستی بری استخر ولی...¹امروز به درخواست و اصرار های ...

......//برده ی زیبا//......

مربی موتور سوار

پشت نگاه سردت — پارت دهم ویو تهاز خواب بیدار شدم، دوش گرفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط