نفسم باش مرا چوڹ تو ڪسی نیست عزیز
نفسم باش مرا چوڹ تو ڪسی نیست عزیز
شهر خالی ست مرا همنفسی نیست عزیز
حافظ از حال مݧ سوخته آگاه تر است
زده ام فالی و فریاد رسی نیست عزیز
نیست حتا پر و بالی ڪہ به سویت بپرم
آسماݧ بی تو مرا جز قفسی نیست عزیز
ڪیمیایی و مݧ خسته مسی ناچیزم
به سر ڪوی توام دسترسی نیست عزیز
قلب بیمار مرا عشق شما درماݧ است
غیر آغوش تو دل را هوسی نیست عزیز
شهر خالی ست مرا همنفسی نیست عزیز
حافظ از حال مݧ سوخته آگاه تر است
زده ام فالی و فریاد رسی نیست عزیز
نیست حتا پر و بالی ڪہ به سویت بپرم
آسماݧ بی تو مرا جز قفسی نیست عزیز
ڪیمیایی و مݧ خسته مسی ناچیزم
به سر ڪوی توام دسترسی نیست عزیز
قلب بیمار مرا عشق شما درماݧ است
غیر آغوش تو دل را هوسی نیست عزیز
- ۱.۱k
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط