{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه نه... خنده‌ی گرم ازدهنت کافی بود

بوسه نه... خنده‌ی گرم ازدهنت کافی بود
این همه عطر چرا؟ پیرهنت کافی بود

دانه و دام چرا مرغک پرسوخته را؟
قفس زلف شکن در شکنت کافی بود

می‌شد این باغ خزان‌دیده بهاری باشد
یک گل صورتی دشت تنت کافی بود

لطف کردی به خدا در غزلم آمده‌ای
از همان دور مژه هم‌زدنت کافی بود

قافیه ریخت به هم، خلوت من خوش‌بو شد
گل چرا ماه؟... درِ ادکلنت کافی بود


بد دلم هوات رو کرده. بدددد..دنیام..نفس من..خیلی د و س ت ت د ا ر م..من خاک پاتم زندگیم..
دیدگاه ها (۳)

والا با این نون هاشون..

تمام بود و نبود من...تمام داشته و نداشته هامتمام تارو پود من...

چه کسی می داندکه تو در پیله ی تنهایی خود، تنهایی؟چه کسی می د...

تو را دوست دارم...بیشتر از نوشتنِ آخرین سطرِ مشق هایِ مدرسه....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط