{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«من؛

«من؛
فرمانده ی نظامی یک کشور بودم.
خشن، مغرور و منظم.
آمدی و نظم را به هم زدی.
چه کسی فکرش را می کرد،
به هم ریختن ثبات یک ارتش،
زیر سر چشمان یک زن باشد؟»

#دلارام_باقری

💔 💔 💔 💔 💔
@the_Cold_Memories
دیدگاه ها (۳)

مؤذن زاده هم اینجا برای خواندن از چشمتسرِ حی علی خیرالعمل با...

میگم دلبرتا حآلآ شده بجآیِ اکسیژن سیاهیِ شب رو نفس بکشی، گری...

منزل آن مَه عاشق کش عیار کجاست . . . ؟ #حـــافظ💔 💔 💔 💔 💔 @th...

💔 💔 💔 💔 💔 @the_Cold_Memoriesبیاییدامشب دست به دامانش شو...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²³چند دقیقه از ورودشان به اردوگاه گذ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁴جونگکوک روی صندلی چوبی اتاق بازجوی...

🔺این کویت است. سرزمین رفاه و ثروت و ثبات! که حالا مدتی‌ست شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط