{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزرگترین گناهِ ما در برابرِ کسانی که دوستشان داریم، “عادت

بزرگترین گناهِ ما در برابرِ کسانی که دوستشان داریم، “عادت کردن” به حضورِ آن‌هاست. ما گمان می‌کنیم آن‌ها بخشی از معماریِ همیشگیِ زندگی‌مان هستند؛ مثلِ اکسیژنی که می‌کشیم و بابتش از کسی تشکر نمی‌کنیم. اما فاجعه درست زمانی رخ می‌دهد که آن “حضورِ بدیهی” چمدان می‌بندد. آن‌وقت است که می‌فهمیم او فقط یک نفر نبود، بلکه ستونِ پنهانیِ سقفِ رویاهایمان بود. حالا که رفته است، سقف رویِ سرمان آوار شده و در سکوتِ خانه، طنینِ قدم‌هایی را جست‌وجو می‌کنیم که روزی با بی‌تفاوتی از کنارشان می‌گذشتیم. ما وارثانِ “دیر فهمیدن” هستیم؛ کسانی که قدرِ بهار را، تنها در یخبندانِ دی‌ماه می‌فهمند.
دیدگاه ها (۰)

روزها، هیاهوی جهان مانند نقابی بر چهره‌ی روح ماست؛ اما نیمه‌...

شیراز فراتر از یک مختصاتِ جغرافیایی، یک “حالتِ خوشِ روحی” اس...

نگفتنِ درد، شبیه به فریاد کشیدن زیرِ آب است؛ دهانت باز است، ...

بزرگترین شوخیِ زمان با ما این است: چیزی که امروز برایش می‌جن...

بزرگترین گناهِ ما در برابرِ کسانی که دوستشان داریم، “عادت کر...

عاشقان یک طرفه مظلوم ترین دلباختگان جهان‌اند :)❤️‍🩹بزرگترین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط