{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگفتنِ درد، شبیه به فریاد کشیدن زیرِ آب است؛ دهانت باز اس

نگفتنِ درد، شبیه به فریاد کشیدن زیرِ آب است؛ دهانت باز است، تمامِ وجودت در حالِ تمناست، اما هیچ صدایی به سطح نمی‌رسد. وقتی کسی را نداری که بارِ سنگینِ یک حقیقتِ تلخ را با او تقسیم کنی، آن درد شروع به خوردنِ دیواره‌هایِ قلبت می‌کند. سکوت، در چنین لحظاتی، نه نشانه‌یِ آرامش، که نشانه‌یِ یک آوارِ درونی است. ما زمانی به انتهایِ تنهایی می‌رسیم که می‌فهمیم محبوب‌ترین آدم‌هایِ زندگی‌مان هم، قدرتِ درکِ آن نقطه‌یِ سیاه در اعماقِ چشم‌هایمان را ندارند. در آن لحظه، ما با تمامِ جهان غریبه می‌شویم.
دیدگاه ها (۲)

بزرگترین گناهِ ما در برابرِ کسانی که دوستشان داریم، “عادت کر...

روزها، هیاهوی جهان مانند نقابی بر چهره‌ی روح ماست؛ اما نیمه‌...

بزرگترین شوخیِ زمان با ما این است: چیزی که امروز برایش می‌جن...

عجیب است که کلماتِ من، زخم‌هایِ تو را مرهم می‌گذارند، در حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط