{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزرگترین شوخیِ زمان با ما این است: چیزی که امروز برایش می

بزرگترین شوخیِ زمان با ما این است: چیزی که امروز برایش می‌جنگی و از فکرِ نبودنش نفست به شماره می‌افتد، روزی به نقطه‌ای می‌رسد که حتی اگر دو دستی تقدیمت کنند، دیگر میلی به داشتنش نداری. قلبِ انسان، ظرفیتِ عجیبی برای “سرد شدن” دارد. اصرار بر ماندنِ کسی که عزمِ رفتن دارد، تنها به تعویق انداختنِ دردی است که باید کشیده شود تا به آن بی‌تفاوتیِ مقدس برسیم. رها کن! نه برای اینکه او لایقِ رفتن است، بلکه برای اینکه تو لایقِ آن روزی هستی که روبرویِ آینه بایستی و با لبخندی تلخ بگویی: “چطور فکر می‌کردم بدونِ او نمی‌توانم نفس بکشم؟” آن لحظه، لحظه‌یِ بلوغِ توست.
دیدگاه ها (۲)

نگفتنِ درد، شبیه به فریاد کشیدن زیرِ آب است؛ دهانت باز است، ...

بزرگترین گناهِ ما در برابرِ کسانی که دوستشان داریم، “عادت کر...

عجیب است که کلماتِ من، زخم‌هایِ تو را مرهم می‌گذارند، در حال...

وقتی پیله را می‌شکافی و پروانه می‌شوی، کرم‌هایِ ابریشم هنوز ...

ازدواج اجباری 🔥پارت دوم 🔥

#سناریو#درخواستی#چندپارتی(پارت اخر) وقتی توی اتاق خوابمونیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط