{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مینویسم خاطرات با اشک و آه

مینویسم خاطرات با اشک و آه
در شبی غمگین و تاریک و سیاه
مینویسم خاطرات از روی درد
تا بدانی دوریت با من چه کرد
دیدگاه ها (۱)

باز هم مثل همیشه که تنها میشومدیوار اتاق پناهم میدهدبی پناه ...

باز هم مثل همیشه که تنها میشومدیوار اتاق پناهم میدهدبی پناه ...

دختر چیست ؟موجودیست که فقط شیطونیهاش به یه دنیا می ارزه !

سنگ سرد را هم باز خزه می گیرد ...قلب سنگی شما را چی ؟گاهی عش...

گفتم که عمر #ماه_صفر رو به آخر استدیدم شروع محشر کبرای دیگر ...

هر آنچه درقلب میگذرد را نمیتوان گفت براى همين خدا آه؛ اشک ؛"...

کاش میشد تمام خاطرات اشک شوند وآنهاراپاک کنی،🖤🥀#احساسی #عشق ...

هر آنچه درقلب میگذرد را نمیتوان گفت براى همين خدا آه؛ اشک ؛"...

هر آن‌چه در قلب می‌گذرد را نمی‌توان گفت؛برای همین خدا آه، اش...

چشمان ما مشکی نبود رنگ سیاهی درد دنیا را بر روی ما مشکی کرد ...

عاشقانه های شبنم

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

کاش خودش بود و تو پیاده روی بهمون شربت تعارف میکرد

😭درد اینجاست؛؛ وقتی عاشق کسی بودی و اون حالا نیست؛؛ هر کسی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط