عاشقانه های شبنم
من پر از دردی عمیقم ، من جهانم درد دارد
یک وجب از روی ماهم ، آسمانم درد دارد..
مثل یک مُرده، که میگردد پی قبر خودش
در به در میگردم از بس استخوانم درد دارد
رو به رویت در خیالم مینشینم تا بدانی
جسم و جانم نه ولی، روحو روانم درد دارد
گفت نیت کن ، درون دل فقط گفتم تو را
بی تو هر فالی که باشد استکانم درد دارد
دیر کردی عاقبت یک نیمی از من مُرد و رفت
عاشقی با بخشی از این نیمِ جانم درد دارد
یک وجب از روی ماهم ، آسمانم درد دارد..
مثل یک مُرده، که میگردد پی قبر خودش
در به در میگردم از بس استخوانم درد دارد
رو به رویت در خیالم مینشینم تا بدانی
جسم و جانم نه ولی، روحو روانم درد دارد
گفت نیت کن ، درون دل فقط گفتم تو را
بی تو هر فالی که باشد استکانم درد دارد
دیر کردی عاقبت یک نیمی از من مُرد و رفت
عاشقی با بخشی از این نیمِ جانم درد دارد
- ۳۹۷
- ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط