{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران به شیشه می خورد و باد میزند

باران به شیشه می خورد و باد میزند
در من غرور نعره ی امداد میزند
روح جریحه دار من خسته سالهاست
زیر شکنجه یکسره فریاد میزند
ما را اسیر و برده ی خود کرده است عشق
شلاق "غم" به هر که که افتاد میزند
میبندم این دهان پر از حرف را ولی
آخر سکوت لعنتی ام داد میزند
امشب که هیچ حال دلم روبراه نیست
مطرب خلاف حال دلم شاد میزند
#سیدتقی سیدی
دیدگاه ها (۴)

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

باران به شیشه می خورد و باد میزنددر من غرور نعره ی امداد میز...

باران به شیشه می خورد و باد میزنددر من غرور نعره ی امداد میز...

حال غريبي دارممثل زني كه همسرش رافرداي روز عروسي اش به جنگ ب...

دلقک دوست داشتنی پارت دوم

چند پارتی: نام:"پسرک مو مشکی" شرط:۳۰کامنت🍷 i ❤️ u

«معشوق سابق» پارت شانزده

فصل اول – پارت پانزدهمباران نم‌نم می‌بارید. یونگی با قدم‌های...

مافیای سختگیر part 46

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط