قاتل سادیسمی من

قاتل سادیسمی من 🍸

ویو ات
با یاد آوری دیروز بغضم گرفت ی یعنی من دیگه دخترنگیمو از دست دادم فقط به خاطرِ یه چیز کوچیک هه باورم نمیشه یعنی انقدر بدبختم، بلند شودم و آماده شودم به رفتم سر کارم که....


ببخشید کمه سرما خوردم زیاد نمیتونستم بنویسم
دیدگاه ها (۲)

پارت ۳ ویو اتبلند شدم و رفتم سر کارم که یه درد بدی توی دلم پ...

پارت ۵که تهیونگ امد و دستشو محکم گرفتتهیونگ: میخواستی....چه ...

قاتل سادیسمی من 🍸پارت ۱۷:۰۰ صبحویو اتاز خواب بیدار شدم که سا...

سلام کیوتا خب میخوام پروفایلمو عوض کنم و اگر اون فیک قاتل سا...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت ۲چند ساعت بعدویو اتمدرسه تموم ش...

پارت ۷ویو تهیونگاز اتاقش امدم بیرون و رفتم توی اتاقم یعنی مم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط