{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant
𝘗𝘢𝘳𝘵:۹
کوک/ساعت ۵ صبح بود که زودتر از تهیونگ پاشد و رو تخت نشست تهیونگ رو دید و لپشه ته رو بوسید از تخت پاشد کاراشو کرد و سریع رفت پایین کتشو پوشید رفت سوار ماشینش شد و رفت یه انگشتر خیلی قشنگ خرید (عکس دوم هستش) و امد تو خونه که دید ته جلوشه و دستشو برد تو جیبش

کوک/اوه بیدار شدی

ته/کجا بودی؟ساعت ۷ صبحه

کوک/کار داشتم

امد تو خونه

کوک/ببینم صبحونه خوردی ؟

ته/بیدار شدم دیدی نیستی فقط لباسامو درست کردم هیچی نخوردم

کوک/بشین من برات یه چیز خوشمزه درست میکنم کوچولو

ته/باش

نشست رو صندلی و همش به کوک نگاه میکرد که چقدر سریع و خوشحال صبحونه درست میکرد

کوک/صبحونه رو درست کرد و گذاشت رو میز

کوک/خوب بفرما

ته/رفت سمته میز و از دیدن میز چشماش گرد شد

ته/واوو چقدر گشنگ

کوک/اراح بیا بشین بخور

ته/چشم

نشست رو صندلی و کل صبحونه رو خورد

کوک/بریم سر کار؟

ته/بریم

ویو نویسنده/ بعد رفتن یکمی کار کردن و کوک کل اعضا رو دعوت کرد خونه و شب شد که کوک شروع کرد به حرف زدن و چیزاری چرت و پرتی میگفت و رفت سمته بالکن کل اعضا رفتن سمتهش

نامی/چیکار میکنی؟؟

ته/ای خدایا بیا این ور

کوک/نه

خودشو از بالکن پرت کرد روی زمین

ته/بدو رفت سمته بالکن که دید کوک روی پارچه که بقیه گرفته بودن هست و با چشمای گرد به زمین نگاه کرد

کوک/با من ازدواج میکنی؟(داد)

ته/قلبش تند زد و سرش گیچ رفت و افتاد زمین که جین گرفتش

جین/دیوانه بیا بالا ببینم

کوک/با عجله امد بالا و ته رو گذاشت رو پاش

کوک/هی ته پاشوووو


هوپ/این چه کاری بود کردی تو

کوک/از کجا میدونستم اینطوری میشه


نامی/اخه پیشنهاد ازدواجو اینطوری میدن اخه؟


کوک/هوف ببخشیددد

جوآ/به نظرم ببریمش بیمارستان

کوک/نه همین طوری خوبه

دستشو گرفت

یونگی/منو نگاه کن

کوک/ها؟

یونگی/چرا این ذهن احمقت درست کار نمیکنه مممکنه ته سکته رو بزنه

کوک/هوی زبونتو گاز بگیر یاع

یونگی/والاح

ته/چشماشو باز کرد و پاشد دستشو محکم زد تو سر کوک

کوک/داد زد و رفت عقب

کوک/عهه بیدار شدی

ته/احمققققق دیوانه

کوک/عه وا

ته/ترسیدم🥺فکر کردم واقعا خودتو پرت کردی

کوک/ببخشید عشقم دیگه تکرار نمیکنم قول

ته/ایش

کوک/خوب؟؟

ته/چی خب؟

کوک/فراموشی گرفتی🫥

ته/عام

کوک/جواب پیشنهادم؟چی؟؟

ته/سکوت کرد و جوابی نداد

کوک/عام عشقم؟؟

ته/با اخم کیوتی به کوک نگاه کرد

ته/بله بله بله هزاران بار بله

کوک/هورااااااا

ته رو گرف بغلش و لباشو محکم بوسید

هوپ/چندشا🙄

کوک/رفت عقب و پیشونیشو چسبوند به پیشونی ته انگشت شستشو گذاشت گوشه ی لب ته

کوک/قول میدم هیچ وقت ترکت نکنم و نترسونمت

ته/منم قول میدم ولی گذینه ی دو اوم قول نمیدم نترسونمت چون باید تلافی کنم

کوک/یاع چاگیا

ته/ خندید

ته/باوشه خوب حالا چیکار کنیم؟

جیمین/دره الکلو باز کرد

جیمین/جشن بگیلیم

یونگی/او او الکل نه برات ضرر داره

کوک/اوووو میبینم شما هم غیرتی شدین جوجه ها

یونگی/خوب ماهم بگیم؟

جیمین/اله بگیم

یونگی/خوب ماهم ازدواج کنیم

ته/او مبارک باشه

یونگی/مرسی

جین/منم با نامی ازدواج کردمم

ته/مبارکککک

کوک/وایسا چه طوری وقت کردین ازدواج کنید؟

نامی/وقتی سرت مشغول با تهیونگ بود ازدواج کردیم.دیگه بچه

کوک/او صحیح

هوپ/من و جوآ هم ازدواج کردیم😁

کوک/مبارکتون باشهههههه

جوآ/حیح مرسی...

کوک/پس بیایید جشن بگیریم...

ته/ارع

جیمین/باشح

بعد رفتن تو حیاط و جشن گرفتن

سوهی/از پنجره داشت نگاهشون میکرد و رفت سمته مبل و نشست

یوری/الان میخوایی چیکار کنی؟ببین همشون پیروز شدن

سوهی/نگران نباش یه کارایی میکنم. دیگه

یوری/مثلا چیکار؟؟هیچ مدرکی نداریم

سوهی/من دارم بعدا به حساب تک تکشون میرسم کاری میکنم بگن ای کاش کوک از سوهی جدا نمیشد

یوری/الان چه فکری داری؟؟

سوهی/خوب ...فردا میریم شرکت به یه بهونه ای...من میرم پیش کوک توام برو پیش کریس یه کاری کن دلشو به دست بیاری و منم کوک رو یه کارایی میکنم دیگه الان بریم بخوابیم...

یوری/باشه

سوهی/هوم

بعد رفتن خوابیدن

ویو کوک/بعد از چند ساعت جشن گرفتن همشون خسته شدن و رفتن رو تخت خوابیدن
دیدگاه ها (۳)

تو ویسگون دیگه نمیام.....فعالیت هم نمیکنم.....امید وارم به ز...

پروف عوض شد:)گمم نکنید

الماس من | پارت چهارممصبحِ روزِ بعد، جوِ کلاس‌ درس برای جیمی...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۸کوک/دسته ته تو دستش بود و رفت سمته کر...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۱فصل/۲ چند روزی گذشت...ویو سوهی/تا دید...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۱۸ویو کوک/ کتشو برداشت و کفشاشو پوشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط