{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت 

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت 
غرق محال می شوم ، خام دوباره بودنت

چهره ی زیبای تو را نقش خیال می کنم 
باز به خواب خویشتن رسم محال می کنم

حسرت دیدار تو را آهِ دوباره می کشم 
در شب بی ستاره ام تو را ستاره می کشم

کاش دوباره بنگری بر دل زار و خسته ام 
خسته که نه ز عشق تو خرد شدم ، شکسته ام

روز میان خواب من باز غروب می شود 
« اگر بیای از سفر آه چه خوب می شود »

مثل همیشه می روی باز تو از خیال من 
باز تمام می شود آرزوی محال من

نقش تو پاک می شود باز ز خواب می پرم 
حسرت دیدار تو را به کنج سینه می برم
دیدگاه ها (۱۸)

عاشقانه های شبنم

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط