{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنگش آبی بود

- رنگش آبی بود
نه رنگ چشم و پیراهنش، قلبِش آبی بود
نه آبی دریا که غرقِت کنه، آبیِ آسمون بود
بهت جُرعت پرواز وعاشقی میداد.
اب بود روی آتش روزگارِ تنهایی من.
آب بود برای این ماهی.
یعنی ازالف بگیرتا ی آخرِ الفبا روی خودش بود
آبی بود، آبیِ آبی.. 🌊
دیدگاه ها (۵۹۷)

يكی از سمی ترين كارايی كه كردم اين بود كه بدی های ادمارو ناد...

تو نفهمیدی، اما من سرانجام ریسمان را بریدم. ریسمان را بریدم ...

تبدیل به آدمی بشید که به موقعش احساسیه و به موقعش منطقش حرف ...

انقدری به من نزدیک شدی که دیگه فکر نمیکنم چیزی توی این دنیا ...

"بوسه آتش بر گونه رز"part 10تو چشم های هم خیره شده بودن. تهی...

تاریکی در روز#PART_2جونگکوک فقط خون روی ابروی مادرش، دست های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط