#زیر_نور_ماه
#زیر_نور_ماه
پارت1
در مدرسهی که انواع راز ها در آن مخفی شده دو نوع قوی از نژاد خون آشام و گرگینه در مدرسه هستند !
ولی این دو نژاد با هم مشکل هایی دارن!
خون آشام ها همیشه عاشق اینن که خون بخورن ولی گرگینه ها با این نظر مخالفت میکنن !
برای همین مشکلاتی بین این دو نژاد وجود داره..
این دو نژاد رهبر هایی برای کنترل آنها دارن
رهبر خون آشام ها : کیم تهیونگ
رهبر گرگینه ها : جئون جونگکوک
این دو فرد وقتی کوچک بودند به طور مخفیانه دوست صمیمی یک دیگر بودند..ولی وقتی وارد دوره اول دبیرستان شدن به دشمن های خونی یک دیگر تبدیل شدن ....
جونگکوک فردی ساکت و آرام بود ..
تهیونگ فردی بی رحم و دقیق بود ...
انگار جونگکوک آب بود و تهیونگ آتش...
ولی این دو الا دشمنی بزرگ برای یک دیگرند !
همهی نژاد های افسانهی در مدرسه از جونگکوک و تهیونگ ترس بزرگی دارند ..
تهیونگ و جونگکوک به عنوان محافظ های مدرسه انتخاب شده اند و باید همیشه مراقب مدرسه باشند !
ولی در روزی جادوگری خطرناک وارد مدرسه شد و تهیونگ و جونگکوک باید با هم سعی کنند که این جادوگر رو پیدا کنن..
رمان ..
مسابقهی بسکتبال شروع شد گرگینه ها در برار خون آشام ها جونگکوک در برار تهیونگ ..آب در برار آتش..
سوت داور مسابقه رو شروع کرد....
توپ دست گروه گرگینه ها بود ...
اولین گل رو گرگینه ها زدن و همینطور گل ۲و۳و۴
ولی وقتی توپ دست گروه خون آشام ها افتاد ۷ تا گل زدن ..
بازی با همین روند ادامه پیدا کرد ..تا این که هردو گروه مساوی شدن ...
حالا رهبر های گروه باید میومدن جلو ..
تهیونگ نگاهی به جونگکوک کردو گفت : اههه دوباره این سر یه ثانیه برنده میشم بابا !
جونگکوک : خندهی کردو گفت : به همین خیال باش کیم تهیونگ !.
تهیونگ گفت :باشه جئون جونگکوک...
تهیونگ با توپ جلو رفت ...
مسابقه ادامه داشت و برنده این مسابقه گروه خون آشام ها بود ...
وقتی تهیونگ گل زد ..نگاهی تمسخر آمیز به جونگکوک کرد و از محل مسابقه رفت بیرون ..
تهیونگ داشت میرفت سمت کلاس که یه نفر دستش رو گذاشت روی شونه تهیونگ ..
تهیونگ از دیدنش تعجب کرد
اون فرد گفت: ببخشید شما جئون جونگکوک رو میشناسید ؟.
تهیونگ گفت : آره ، تو کی هستی؟
فرد گفت : جئون جونگکوک کجاست ؟.
تهیونگ گفت: پرسیدم تو کی هستی ؟.
فرد با صدای بلند همون کلمهی قبلی رو تکرار کرد
پرسیدم جئون جونگکوک کجاست..
تهیونگ گفت : آهای حواست باشه داری با کی حرف میزنی ..
یهو کلاه شنل اون فرد از سرش برداشته شد ..نصفی از صورتش به طرز وحشتناکی سوخته بود ...
یهو به سمت تهیونگ حمله کرد..
تهیونگ با اعصبانیت گفت: واد فاک این دیگه کدوم خریه؟
تهیونگ گفت:با بد کسی در افتادی ..
ولی فرد جوابی نداد ..
که بعد از چند دقیقه پنجه های بزرگی از پشت وارد قلب فرد شد و سر جاش ایستاد..
اون جونگکوک بود ..تهیونگ گفت : داشتم شکستش میدادم اومدیا ..
جونگکوک گفت: فهمیدی اون کی بود ؟
تهیونگ با بی حوصلگی گفت : نمیدونم این عوضی کی بود ولی دنبال تو بود ..
جونگکوک تا اومد حرفی بزنه ..تهیونگ گفت مواظب باش و دست جونگکوک رو کشید ..دوتاشون افتادن روی زمین..
اون دوباره زنده شده بود ..جونگکوک گفت : چی دوباره زنده شده؟
تهیونگ گفت : اوفف مبارزه طولانیی ..
پارت1
در مدرسهی که انواع راز ها در آن مخفی شده دو نوع قوی از نژاد خون آشام و گرگینه در مدرسه هستند !
ولی این دو نژاد با هم مشکل هایی دارن!
خون آشام ها همیشه عاشق اینن که خون بخورن ولی گرگینه ها با این نظر مخالفت میکنن !
برای همین مشکلاتی بین این دو نژاد وجود داره..
این دو نژاد رهبر هایی برای کنترل آنها دارن
رهبر خون آشام ها : کیم تهیونگ
رهبر گرگینه ها : جئون جونگکوک
این دو فرد وقتی کوچک بودند به طور مخفیانه دوست صمیمی یک دیگر بودند..ولی وقتی وارد دوره اول دبیرستان شدن به دشمن های خونی یک دیگر تبدیل شدن ....
جونگکوک فردی ساکت و آرام بود ..
تهیونگ فردی بی رحم و دقیق بود ...
انگار جونگکوک آب بود و تهیونگ آتش...
ولی این دو الا دشمنی بزرگ برای یک دیگرند !
همهی نژاد های افسانهی در مدرسه از جونگکوک و تهیونگ ترس بزرگی دارند ..
تهیونگ و جونگکوک به عنوان محافظ های مدرسه انتخاب شده اند و باید همیشه مراقب مدرسه باشند !
ولی در روزی جادوگری خطرناک وارد مدرسه شد و تهیونگ و جونگکوک باید با هم سعی کنند که این جادوگر رو پیدا کنن..
رمان ..
مسابقهی بسکتبال شروع شد گرگینه ها در برار خون آشام ها جونگکوک در برار تهیونگ ..آب در برار آتش..
سوت داور مسابقه رو شروع کرد....
توپ دست گروه گرگینه ها بود ...
اولین گل رو گرگینه ها زدن و همینطور گل ۲و۳و۴
ولی وقتی توپ دست گروه خون آشام ها افتاد ۷ تا گل زدن ..
بازی با همین روند ادامه پیدا کرد ..تا این که هردو گروه مساوی شدن ...
حالا رهبر های گروه باید میومدن جلو ..
تهیونگ نگاهی به جونگکوک کردو گفت : اههه دوباره این سر یه ثانیه برنده میشم بابا !
جونگکوک : خندهی کردو گفت : به همین خیال باش کیم تهیونگ !.
تهیونگ گفت :باشه جئون جونگکوک...
تهیونگ با توپ جلو رفت ...
مسابقه ادامه داشت و برنده این مسابقه گروه خون آشام ها بود ...
وقتی تهیونگ گل زد ..نگاهی تمسخر آمیز به جونگکوک کرد و از محل مسابقه رفت بیرون ..
تهیونگ داشت میرفت سمت کلاس که یه نفر دستش رو گذاشت روی شونه تهیونگ ..
تهیونگ از دیدنش تعجب کرد
اون فرد گفت: ببخشید شما جئون جونگکوک رو میشناسید ؟.
تهیونگ گفت : آره ، تو کی هستی؟
فرد گفت : جئون جونگکوک کجاست ؟.
تهیونگ گفت: پرسیدم تو کی هستی ؟.
فرد با صدای بلند همون کلمهی قبلی رو تکرار کرد
پرسیدم جئون جونگکوک کجاست..
تهیونگ گفت : آهای حواست باشه داری با کی حرف میزنی ..
یهو کلاه شنل اون فرد از سرش برداشته شد ..نصفی از صورتش به طرز وحشتناکی سوخته بود ...
یهو به سمت تهیونگ حمله کرد..
تهیونگ با اعصبانیت گفت: واد فاک این دیگه کدوم خریه؟
تهیونگ گفت:با بد کسی در افتادی ..
ولی فرد جوابی نداد ..
که بعد از چند دقیقه پنجه های بزرگی از پشت وارد قلب فرد شد و سر جاش ایستاد..
اون جونگکوک بود ..تهیونگ گفت : داشتم شکستش میدادم اومدیا ..
جونگکوک گفت: فهمیدی اون کی بود ؟
تهیونگ با بی حوصلگی گفت : نمیدونم این عوضی کی بود ولی دنبال تو بود ..
جونگکوک تا اومد حرفی بزنه ..تهیونگ گفت مواظب باش و دست جونگکوک رو کشید ..دوتاشون افتادن روی زمین..
اون دوباره زنده شده بود ..جونگکوک گفت : چی دوباره زنده شده؟
تهیونگ گفت : اوفف مبارزه طولانیی ..
- ۹۶۵
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط