{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍ بی هوا بیا

‍ ‍ بی هوا بیا
مرا میانِ امنیتِ بازوانت بگیر ،
موهایم را نوازش کن .
چشمانم را می بندم ،
چشمانم را ببوس ...
به چشمانت خیره می شوم ،
لب هایم را ببوس ...
لبریزِ اشتیاقِ حضورِ تو ، اشک می ریزم ،
اشک هایم را پاک کن ...
میانِ اضطرابِ گوشِ من بگو ؛
آمده ام بمانم !
آمده ام که دستانِ تو را بگیرم و
تمامِ خیابان هایِ شهر را پا به پایت قدم بزنم .
آمده ام که بانیِ تمامِ شاعرانه هایت باشم ،
که در آغوشم بخوابانمَت ،
که با بوسه هایِ مداومم ، بیدارت کنم ...
که قربان صدقه هایت را بچشم و
عاشقانه هایت را لمس کنم ...
آمده ام که همیشه بخندی ،
که مراقبت باشم ،
که با نگاهِ عاشقم ؛
زیباییِ تو را تمدید کنم .
که با هم ستاره ها را بشماریم ،
با هم کتاب بخوانیم ،
با هم دیوانه باشیم ...
می بینی ؟!
این زمانه ی لعنتی ؛
من و تو را کنارِ هم ؛ کم دارد ... !
دیدگاه ها (۵)

مرهم زخمهایم باش تا دستانمان به هم گره بخوردبیا درد دل کنیمآ...

تو رفتی هنوز زیر چترت گریه ها دارمهنوز هم در خیابانهای رازآل...

‍ شبی باچشم زیبایش نشستم گفتگوکردموتا گاه سحرعمق دلم رازیرور...

عاشق شدنم ای عشق، انکار نمی خواهدغیر از تو دلم هرگز ...

پارت ۹+- (تو اضافه ای، تو نا خواسته ای، برای هیچ کس مهم نیست...

سلاممممم میدونم پارت قبلی مزخرف بود ولیبه این پارت حس خوبی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط