{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگرد

برگرد
نگذار دیر شود
دل است دیگر
شاید دیدی خسته شد از انتظار کشیدن
دست کشید از همه چیز
دیر نیا
آنقدر دیر نیا که مانند «شهریار» مجبور بشوم بگویم:
"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا..."
دیدگاه ها (۵۴)

می روند؟فدای سرت...می مانند!؟خوشبحال لحظه هایشانکه با توثبت ...

شاید زندگی آن جشنی نباشد که تو آرزویش را داشتی، اما حالا که ...

بیا کلاغ پر بازی کنیمکی پر ؟روز بی تو بودن پر !دوست داشتن غی...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:76+یعنی چی که نمیتونی پیداش کنی؟! *قربان.. خیلی ...

اخرین بازمانده

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط