{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی که از صدا میگفت، به لب مهر سکوتم زد

کسی که از صدا میگفت، به لب مهر سکوتم زد
مرا بالای بالا برد، ولی سنگ سقوطم زد
چه ها گفتند و نشنیدم، بدی کردند و بخشیدم
ز تیغ گریه اشکم ریخت، ولی من باز خندیدم
سکوتم حرف ها دارد، ولی چشم و دهان بستم
ببین ای خوب دیروزی، کجا بودم، کجا هستم!
دیدگاه ها (۱)

یادش بخیر!!!!!!!!

ﮐـﻨــــﺎﺭﻡ ﺑـﻤـــﺎﻥﺑـﮕــــﺬﺍﺭ ﺑـــﺮﻭﺩ ﺩﻟـﺸـــﻮﺭﻩ ﯼ ﻧـﺒـــﻮﺩﻧ...

آنقدر باتنهایی انس گرفتم که دیگر زبانش را می فهمم!وفهمیدم .....

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 148♡⁠。⁠)⁩کالسکه...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

سایه ای در راهروهای نقره ای

پارت پنجم | اولین قرارجمعه عصر...هوای سئول خنک و دل‌نشین بود...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط