خسته ام از روزهایی که بدون تو گذشتند و قرار است بدون تو ب
خسته ام از روزهایی که بدون تو گذشتند و قرار است بدون تو باز هم بگذرند انگار همه تلاششان را میکنند تا نبودنت را به رخ زندگی من بِکشَند , اما من اینجا شب که میشود در این شهر غریب رویاهای خودم را برمیدارم و با تو در خیال خودم قدم میزنم , مگر چه ایرادی دارد در رویاهایم با تو قدم بزنم؟؟ کافی است بدانم که تو کنار لحظه های من دلواپس روزهای من هستی که بدون تو میگذرد و من میدانم که میبینی چطور به این روزها لبخند میزنم , فقط کافی است که بدانم که تو هستی حتی در رویاهایم
- ۱.۱k
- ۲۹ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط