{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗
𝕻𝖆𝖗𝖙 18

هیونجین راهش و کج و با نگاهی سردتر از همیشه از انجا دور شد.
جِین که تمام مدت بغض کرده بود به سمتش دوید
"هیونجین! صبر کن! آهای"


وقتی بهش رسید جلوش ایستاد.
هیونجین نگاهش کمی نرم تر شد اما با استشمام بوی جونگ کوک که حالا روی تن دختر موندگار شده بود اخمش پررنگ تر شده بود.

"برو، جِین."

جین با سماجت و لجبازی گفت
"نه جایی نمیرم. باید بهت بگم. من هیچ حسی بهش ندارم!"

هیونجین پوزخندی زد
"پس چی؟ برای سرگرمی همدیگر و می بلعید؟"

چشمای جِین گشادتر شد. رُزنه های اشک حالا توی چشمش برق میزدن
"راجب چی حرف میزنی؟"

هیونجین صبرش تموم شد
دستاش و روی بازوی دختر گذاشت و فشرد و به خودش نزدیک کرد
"چرا خودت و به نفهمی میزنی؟! ها؟ تا همین چند دقیقه پیش داشتی میبوسیدیش. چرا؟ چرا بهم نگفتی جفت داری؟ چرا اینکارو باهام کردی جِین! چرا من و دیوونه خودت کردی!"

جِین قطره اشکی روی صورتش سر خورد. با لجبازی صداش و برد بالا
"اون جفت من نیست! چرا بهم گوش نمیدی!"

هیونجین بازوی دختر و رها کرد که باعث شد چند سانتی متر عقب پرت بشه.
بعد راهش و کج کرد و رفت. بدون اینکه کسی متوجه اشکی که از چشماش می بارید بشه.
دیدگاه ها (۰)

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗 𝕻𝖆𝖗𝖙 19جِین فقط به نقطه محو شدن هیونجین توی تاریکی خ...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗 𝕻𝖆𝖗𝖙 20'ساعت 3 بامداد.'اتاق فضای آرومی داشت. تاریک و...

𝓘𝓷𝓿𝓲𝓼𝓲𝓫𝓵𝓮 𝓒𝓱𝓪𝓲𝓷𝓼 𝓸𝓯 𝓛𝓾𝓼𝓽 معرفی_________________________نام: ...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗 𝕻𝖆𝖗𝖙 17جونگ‌کوک نگاهش رو مستقیم توی چشم‌هاش نگه داشت...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗 𝕻𝖆𝖗𝖙 14روی نیمکت پارک نشسته بود و مردم و تماشا میکرد...

P22به هم زل زده بودن.نفس های منظم.یه دستش روی گردن هیونجین ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط