𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗
𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗
𝕻𝖆𝖗𝖙 19
جِین فقط به نقطه محو شدن هیونجین توی تاریکی خیره مونده بود.
دیگه صدای تپش قلبش و نمی شنید.
اشک از چشماش می بارید، نه بخاطر اینکه عاشقش بود.
بخاطر اینکه بلاخره احساس کرده بود کسی واقعا به وجودش اهمیت میده، دوسش داره، بهش عشق و محبت می ورزه. اون و برای خودش میخواد.
و حالا چی؟ کاملا تنها. تنها تر از همیشه. بازیچه دست یه هیولا و ترک شده توسط اولین معشوقش.
بازوهای گرم کسی از پشت دور بدنش حلقه شد.
با چشمای اشکی و برقی از نفرت، برگشت و هلش داد.
"تو چیکار کردی؟! چرا؟! چرا اینکارارو میکنی؟ مگه من چیکار کردم؟! ازت متنفرم جئون جونگ کوک!"
"ویو جونگ کوک"
حتی توی این موقعیت هم شنیدن اسم کاملم از زبونش دلم و به آشوب میکشید.
به صورتش که حالا توسط اشک ها احاطه شده بودن نگاه کردم و همچنین دستای ظریفش که حالا یقه ام و گرفته بودن.
چرا انقدر زیبا بود؟ چرا وقتی کنارشه کنترلی روی خودش نداره؟ چرا دوست داشت همین الان لب هاش و دندون بکشه و جای دندوناش و روی گردنش ببینه و مطمئن بشه توسطش نشانه شده
وقتی سکوتم و دید نگاه زیباش و ازم گرفت و بعد ضربه دستاش به سینم راهش و کج کرد و رفت
𝕻𝖆𝖗𝖙 19
جِین فقط به نقطه محو شدن هیونجین توی تاریکی خیره مونده بود.
دیگه صدای تپش قلبش و نمی شنید.
اشک از چشماش می بارید، نه بخاطر اینکه عاشقش بود.
بخاطر اینکه بلاخره احساس کرده بود کسی واقعا به وجودش اهمیت میده، دوسش داره، بهش عشق و محبت می ورزه. اون و برای خودش میخواد.
و حالا چی؟ کاملا تنها. تنها تر از همیشه. بازیچه دست یه هیولا و ترک شده توسط اولین معشوقش.
بازوهای گرم کسی از پشت دور بدنش حلقه شد.
با چشمای اشکی و برقی از نفرت، برگشت و هلش داد.
"تو چیکار کردی؟! چرا؟! چرا اینکارارو میکنی؟ مگه من چیکار کردم؟! ازت متنفرم جئون جونگ کوک!"
"ویو جونگ کوک"
حتی توی این موقعیت هم شنیدن اسم کاملم از زبونش دلم و به آشوب میکشید.
به صورتش که حالا توسط اشک ها احاطه شده بودن نگاه کردم و همچنین دستای ظریفش که حالا یقه ام و گرفته بودن.
چرا انقدر زیبا بود؟ چرا وقتی کنارشه کنترلی روی خودش نداره؟ چرا دوست داشت همین الان لب هاش و دندون بکشه و جای دندوناش و روی گردنش ببینه و مطمئن بشه توسطش نشانه شده
وقتی سکوتم و دید نگاه زیباش و ازم گرفت و بعد ضربه دستاش به سینم راهش و کج کرد و رفت
- ۶۹
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط