{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

سلطنت بی رحم

سلطنت بی رحم
پارت ۴۹


آنائل از آغوش شاهزاده آمد بیرون و به چشمای گرد اش خیره شده بود
شاهزاده دست آنائل را گرفت و بلند اش کرد
جونکوک : باید برویم جایی دیگری
آنائل : اما من نمی‌خوام از اینجا بروم
شاهزاده دست آنائل را که گرفته بود به سمته کالسکه رفتن
جونکوک : مطمئنم جایی که قراره بریم خیلی خوشت میاد
آنائل همراه با شاهزاده داخل کالسکه شدن و راهی شدن
به جنگلی خیلی بزرگی رسیدن
آنائل : می‌خواستیم اینجا بیاییم
جونکوک : نه قراره رو تابی که تو آسمانه تاب بازی کنی
آنائل : واقعا ؟؟
جونکوک : البته
راه زیادی رفتن تا اینکه جنگل را طی کردن و به آخره جنگل رسیدن از کالسکه پیاده شدن
شاهزاده دست آنائل را گرفت و به سمته تابی که رویه درخت خیلی بزرگی آویزون بود رفتن
جونکوک : میتونی رویه این تاب سوار بشی
آنائل که بیش از حد خوشحال و ذوق زده شده بود
آنائل : میخواهم بروم رو آن تاب
آنائل به سمته آن تاب رفت و رو اش نشست
اسلاید ۲ تاب
شاهزاده خیلی تعجب کرده بود از جرعتی که آنائل داشت هرکس که این تاب را میدید ازش میترسید اما آنائل با ذوق و شوق کامل سوار آن تاب شد
آنائل : شاهزاده میشه گازم بدی
جونکوک : نه شاید اتفاقی برایت بیافتاد
آنائل : نمی افته اتفاقی لطفا شاهزاده
جونکوک : اما
آنائل : زود باشید
شاهزاده آنائل را گاز میداد
آفتاب داشت غروب میکرد و آنائل که رویه بلند ترین تاب دنیا نشسته بود و گاز میخورد
چشمایش را بسته بود و فقط یه کسایی که ازشون متنفره فکر میکرد در و مادر اش که او را اصلا نخواستن
اهالی قصر فلاویا کاترینا ملکه که بشدت ازشون متنفره
به یاده همه اینا که افتاد بغض کرد و چشمایش پر از اشک شدن
ش۱اهزاده تناب های تاب را گرفت
جونکوک : شاه دوخت دیگر بیایید پایین
آنائل‌ از رویه تاب پایین شد و با چشم های اشکی جلوی شاهزاده ایستاد
شاهزاده با دست هایش صورته آنائل را قاب کرد و تو چشمانش خیره شد
جونکوک : حال باور کردی که عاشقت هستم .....
دیدگاه ها (۷)

سلطنت بی رحم پارت ۵۰جونکوک : حال باور کردی که عاشقت هستمآنائ...

سلطنت بی رحم پارت ۵۱آنائل که پنجره بزرگ اتاق اش را باز کرده ...

سلطنت بی رحم پارت ۴۸ آنائل کل راه را در کنجکاوی مرد و زند شد...

شخصیت های رمان سلطنت بی رحم

پارت نهم 🛐عــشقــ اجــبــاریـــ🛐جونکوک دستاشو دو طر...

پارت سیزدهم(این پارتو زیادی چصمانیک میکنم عشق کونید:)

عشق یک شیطان و جوجه تیغی پارت ۳۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط