{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همش زیر لب این شعرو زمزمه میکرد...

همش زیر لب این شعرو زمزمه میکرد...
الهی بشکند دست مغیره
میون کوچه ها بی مادرم کرد
دیدگاه ها (۲)

به اقا گفتم اقا دعا کنید شهید بشم ...لبخندی از سر لطف و نواز...

گر "هشت" "رضا(ع)"و "نُه" "جواد(ع)" است چه غم؟؟؟بگذار که "هشت...

بیا بیا که سوختم زهجر روی ماه تو

می گفت تو منطقه شرهانی 5شهید پیدا کردیم یکیشون پیکرش سر نداش...

این همه فرشته یه دست پدر برادر یا شوهر خودشون کشته شدن و به ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_94بازوشو جلوم آورد ..الان ان...

اتل متل یه مورچه🐜قدم میزد تو کوچه🐜اومد یه کفش ولگرد🐜پای اونو...

شب جمعه بود سر مزار آرشا نشسته بودم دیدم یه خانم مسنی داره ا...

سایه ای در راهرو های نقره ای

زیرکی گفتم ز این احوال زیر لب خندید و گفتصد روزی بود عجب کار...

کپشنننننن مهمهه🚫😈عروسک من😈🔞پارت چهل و ششصدای پرنده دم پنجره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط