{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می گفت تو منطقه شرهانی 5شهید پیدا کردیم یکیشون پیکرش سر ن

می گفت تو منطقه شرهانی 5شهید پیدا کردیم یکیشون پیکرش سر نداشت و اعضا بدنش خیلی از هم پاشیده و جدا بود...دیدم روسینه اش چیزی نوشته..
وقتی خوب دقت کردم دیدم رو سینه اش نوشته:
بی سرو سامان توام یاحسین...
دیدگاه ها (۷)

بیا بیا که سوختم زهجر روی ماه تو

همش زیر لب این شعرو زمزمه میکرد...الهی بشکند دست مغیره میون ...

مرکز دلهای ماست صحن و سرای حسین....

ﭘﺴﺮ ﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯾﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭖ ﺷﺪ ﻭ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺰﻧﺸﺴﺖ .ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۵🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)بیشتر از ۱۰ دقیقه‌ست ک...

کپشن...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

اهم کپشن مهم

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۹ | «حقیقتِ نزدیک» 🖤صبح رو...

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت پنجم(اخر)(فرد...

عاشقم باش Part 48

رومان روز برفی (پارت7)از زبان جونگکوکتو دفتر کارم بودم کہ تھ...

برگشتم دیدم یکی از آدمای بابابزرگمه اومد سمتم و تعظیم کرد گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط