{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏خورشت بادمجان درست می کردم

‏خورشت بادمجان درست می کردم
وسطش یادم افتاد غوره ندارم ...
چند دونه انگور از یخچال برداشتم
ریختم تو خورشت.
ازشون خواستم به کودکی شون فکر کنند

#سیامک_تقی_زاده
دیدگاه ها (۱)

- پدر بزرگ مُرد از بس که سیگار کشید ...!.مادر بزرگ ساعت زنجی...

سرخی ِلبانت نایاب ترین ماهی اقیانوسو ‌من کوسه ای که بوی خون ...

این‌گونه نیست که از روبرو بیایدروز به روز ؛وجب به وجبتو را ت...

سالهاست به تو فکر نمیکنمچسبیده ام به این زندگی لعنتیشعری برا...

وقتی حسودی میکنه P²وقتی رسیدیم زود تر از من پیاده شد وارد خو...

هنوز به اندازه همان شب عصبانیم، همان شبی که از درد اشک می‌ری...

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط