{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۱

پارت ۱۱
(اسمات)
و روم خیمه زد که گفتم
ا.ت: داری چیکار می‌کنی روانی🥺
جونگین: دارم تنبیهت میکنم بیبی و می‌خوام فقط صدای ناله هاتو بشنوم فهمیدی(خمار)
ا.ت: چون می‌دونستم اگه باهاش مخالفت کنم بدتر می‌کنه باشه‌ای گفتم که لباشو کوبوند رو لبم و وحشیانه مک می‌زد دید همکاری نمی‌کنم از لب پایینم گاز گرفت که مجبور شدم همکاری کنم انقد لبامو عمیق مک می‌زد که کبود شد و لبمو پاره کرد از لبام دل کند و رفت سراغ گردنم و کیس مارک‌های دردناکی میذاشت بعد اینکه همه جای گردنمو کبود کرد لباسای خودشو درآورد و لباسای منم تو تنم جر داد سوتین مو درآورد و رفت سراغ س.ی.ن.ه‌هام یکیشون و فرو کرد تو دهنش و مک می‌زد اون یکی رو هم محکم فشار میداد و باهاش بازی می‌کرد کم کم رفت پایین تر شروع کرد به لیسیدن پوس.یمم و بعد ۳ تا از انگشت هاشو کرد توم و منم شروع کردم به جیغ زدن
ا.ت: جیییییییییغغغغغغغغ آییییییییی جونگین درشون بیار لعنتی دارم میمیرم از درد
لعنتی به تخ.مشم نیست که من چی گفتم بعد انگشتاشو درآورد و دی.کش و روی ورو.دیم تنظیم کرد و بدون اینکه صبر کنه عادت کنم شروع کرد به تلمبه زدن هر ثانیه تندتر از قبل توم تلمبه میزد منم فقط ناله می‌کردم که لب باز کرد و گفت
جونگین: آه بیبی گرل داری بیشتر تحریکم می‌کنی(خمار و با صدای بم)
منم از درد نمی‌تونستم حرف بزنم و فقط ناله می‌کردم و به تشک چنگ میزدم بعد از ۲۰ مین هر دو با هم کام کردیم اینقدر درد داشتم که نمی‌تونستم تکون بخورم برای همین جونگین منو برد حموم تنم و شست خودشم دوش گرفت و اومدیم بیرون چون باید ساعت ۸:۳۰ می‌رفتیم بار الان یکم خوابیدیم تا ساعت ۶:۳۰(الان ساعت ۲:۱۰)
با کمک army508bts@
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۲ (پرش زمانی به ساعت ۶:۳۰ عصر) با دل درد شدید از خواب ...

صد تایی شدنمون مبارکککککککککک🥳🥳🥳🥳🥳🥳

پارت ۴ با چان رفتم اتاقـ تو چقدر خوش شانسی پرنسس+ چرا ـ چون ...

پارت ۱۰ ا.ت: خب بریم دیگه رفتیم و سوار ماشین شدیم راه افتادی...

وقتی مست بود..

سنارطو مسافر ساعت شیش

آتیشی که از بارون شروع شدpart 36ویوی ا. تجونگکوک ماشین رو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط