{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیست روزی که به تو فکر نکرده باشم , نیست روزی که از سر دل

نیست روزی که به تو فکر نکرده باشم , نیست روزی که از سر دلتنگی از تو نگفته باشم , من در اینجا هر روزم را با دلتنگی میگذرانم که اگر هزار سال هم بگذرد من خودم را در تو خواهم یافت اصلا من با حضور خودت نفس خواهم کشید , من آن شانه هایت را میخواهم که پناهم باشد باور کن همان یک وجب از شانه هایت میشود همه دارایی هایم , من همین من دیوانه آن دستهای گرم و لطیف تو را میخواهم که هر لحظه صورت من را نوازش کند تا به اوج خوشبختی برسم , من آن نگاه چشمهای زیبایت را میخواهم که بتوانم دنیا را به زیبایی چشمهایت ببینم , من بی تو طاقت ماندن ندارم که این بغض لعنتی وجودم را آرام آرام نابود میکند , دیروز دلم تنگ شد امروز هم دلم تنگ شد اصلا هر روز دلم از دوری تو تنگ میشود و با آسمان و دلتنگی هایش با زمین و تنهایی هایش حرف میزنم چون این دو دنیای من را میسازند و تو را به من نزدیک میکنند که چون تو خود دنیای من هستی
#hastm
دیدگاه ها (۱)

من حاضرم قسم بخورم اینقدر که من دوستت دارم‌‌ ، تو خودت را د...

بدترین احساس، دلتنگ شدن برای کسی‌ست که ارزش دلتنگ شدن ندارد،...

دلتنگی‌ را باید گفت، حتی اگر طوری به جان خودت و واژه‌ها بیفت...

من که راهی شده ام سوی نبودن هایت سوی آن کوچه ی مهتاب و غم زی...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط