fake kook
fake kook
part*23
ا.ت: دید گفتمت که من نمیزارم کسی درمورد تو حرف بزنه
کوک: همیشه تو خیابون مردم اینجورین دیگه باید عادت کنی
ا.ت: ولی من نمیتونم ببینم کسی درباره دوست پسرم حرف میزنه
کوک: حرف مردم برات مهم نباشه اینو بدون من فقط ماله توام توهم ماله منی
ا.ت: باشه
کوک: خب کجا بریم
ا.ت:نمیدونم
کوک: احساس میکنم تو فکری
ا.ت:نه تو فکر نیستم
کوک: بریم خوشگذرونی
ا.ت: بریم
شب
کوک: خب بریم بخوابیم
ا.ت: باشه
کوک: خوابت میبره
ا.ت: اصلا
کوک: منم همینطور
ا.ت: بیا انجامش بدیم
کوک:چیو بازم میخوای بوست کنم
ا.ت: بوس نه
کوک: خب چی میخوای بگو
ا.ت:همون کاری که دیشب گفتی
کوک: یعنی دوباره مسابقه بدیم
ا.ت: مسابقه نه
کوک: پس چی
ا.ت: گفتیا ولی من گفتم میترسم
کوک: منظورت نمیفهمم
ا.ت:همون کاری که شب باهام کردی و صبح فهمیدم
کوک: چی میگی منظورت امم
ا.ت: اره اگه خوابت نمیاد
کوک: خوابم که نه نمیاد ولی تو که گفتی میترسی
ا.ت: یکم فکر کردم
کوک: خب من مجبورت نمیکنم
ا.ت: خودم میخوام
کوک: 😅
ا.ت: نخند دیگه اگه نمیکنی تا بخوابم
کوک: ازم میخوای که بک**مت
ا.ت: خب یجورایی اره
کوک: باورم نمیشه که ازم اینو میخوای
ا.ت:اولین بار بود که بهم نه نیاوردی
کوک: من نه نیاوردم فقط میدونم بخاطره منه که میگی
ا.ت: نه بخاطر تو نیست اصلا خودم لباسم در میارم
کوک: 😳
ا.ت:چرا تو شکی خودت نمیای لباسمو در بیاری
کوک: داری مسخرم میکنی
ا.ت: نه
کوک: ببین اومدما ولی گفتی شوخی کردم من شوخی سرم نمیشه
ا.ت:باشه بیا نزدیکم
رفتم نزدیکش اول بوسش کردم بعد اروم
رو تخت خوابوندمش...
بقیه پارت بعد
شرط: ۲۰لایک
#فیک
#سناریو
#کوک
part*23
ا.ت: دید گفتمت که من نمیزارم کسی درمورد تو حرف بزنه
کوک: همیشه تو خیابون مردم اینجورین دیگه باید عادت کنی
ا.ت: ولی من نمیتونم ببینم کسی درباره دوست پسرم حرف میزنه
کوک: حرف مردم برات مهم نباشه اینو بدون من فقط ماله توام توهم ماله منی
ا.ت: باشه
کوک: خب کجا بریم
ا.ت:نمیدونم
کوک: احساس میکنم تو فکری
ا.ت:نه تو فکر نیستم
کوک: بریم خوشگذرونی
ا.ت: بریم
شب
کوک: خب بریم بخوابیم
ا.ت: باشه
کوک: خوابت میبره
ا.ت: اصلا
کوک: منم همینطور
ا.ت: بیا انجامش بدیم
کوک:چیو بازم میخوای بوست کنم
ا.ت: بوس نه
کوک: خب چی میخوای بگو
ا.ت:همون کاری که دیشب گفتی
کوک: یعنی دوباره مسابقه بدیم
ا.ت: مسابقه نه
کوک: پس چی
ا.ت: گفتیا ولی من گفتم میترسم
کوک: منظورت نمیفهمم
ا.ت:همون کاری که شب باهام کردی و صبح فهمیدم
کوک: چی میگی منظورت امم
ا.ت: اره اگه خوابت نمیاد
کوک: خوابم که نه نمیاد ولی تو که گفتی میترسی
ا.ت: یکم فکر کردم
کوک: خب من مجبورت نمیکنم
ا.ت: خودم میخوام
کوک: 😅
ا.ت: نخند دیگه اگه نمیکنی تا بخوابم
کوک: ازم میخوای که بک**مت
ا.ت: خب یجورایی اره
کوک: باورم نمیشه که ازم اینو میخوای
ا.ت:اولین بار بود که بهم نه نیاوردی
کوک: من نه نیاوردم فقط میدونم بخاطره منه که میگی
ا.ت: نه بخاطر تو نیست اصلا خودم لباسم در میارم
کوک: 😳
ا.ت:چرا تو شکی خودت نمیای لباسمو در بیاری
کوک: داری مسخرم میکنی
ا.ت: نه
کوک: ببین اومدما ولی گفتی شوخی کردم من شوخی سرم نمیشه
ا.ت:باشه بیا نزدیکم
رفتم نزدیکش اول بوسش کردم بعد اروم
رو تخت خوابوندمش...
بقیه پارت بعد
شرط: ۲۰لایک
#فیک
#سناریو
#کوک
- ۱۸.۲k
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط