{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت نهم ستاره ی شکسته

قسمت نهم ⭐ ️ستاره ی شکسته⭐ ️
★جیون★
رفتم گوشه سالن و رو زمین نشستم...یادش بخیر چه روزایی داشتیم اینجا...اینجا سالن تمرین رقصمونه و الان دوماهه خالیه...یادش بخیر چه روزایی با ایون این جا داشتیم....بیخی...دوباره از این روزها برمی گردن مطمئنم... صدای شر شر بارون از پنجره ی بالای سرم به گوش می رسید...آه چقدر هوا دلگیره...سالن کسی نبود و حالا صدا می پیچید...صدامو صاف کردم و شروع کردم به خوندن:
گوک گوک سونگیوسو... اوچوکه تاایمامه....
گوک گوک سونگ موسو.... ...
هنوز این دوخط رو کامل نخونده بودم که گونه هام خیس خیس شد...خدایا جدی جدی شدم جیون توی فیلمام...که همیشه شکست می خورد...هه...تو واقعیتم انگار قراره اینطور شه! پاهامو بغل گرفتم و سرمو رو زانوم گذاشتم که صدای کسی سکوت سالن رو شکست: آرسه همونیمائه!!!!!
با تعجب سرمو بلند کردم و به چشمای عسلی خوش رنگش نگاه کردم و گفتم:ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟لبخندی زد و اومد کنارم با حالت جذابی نشست و گفت:بقیه اهنگ بود که نخوندی!
سرمو انداختم و گفتم:شما مگه اهنگای مارو حفظید؟؟؟
اخمی کرد و گفت:به کسی نگی!اما من یه کوینم!!!!
داشتم از خوشحالی ذوق مرگ میشدم!لبخندی زدم که گفت:جیون می تونم ازت یه سوالی بپرسم!؟
با صدا زدن اسمم توسط صداش داشت قلبم از سینم می زد بیرون ... کاش همیشه صدام می زد و منم از ته دل می گفتم جآاآآنم...ولی حیف... بدون نگاه کردن به چشماش گفتم:بله!بفرما! داشتم به کف زمین نگاه می کردم که گفت:ایون از چی خیلی خوشش میاد؟؟ واسه یه لحظه واقعا خشکم زد.. ایون...ایون...اه ه ه … بغضمو قورت دادم و گفتم:راستش...ایون چیزی نیست که ازش خوشش نیاد!اون همه چی رو دوس داره و با قلب مهربونش نمی تونه از چیزی متنفر شه! واسه جواب این سوالت می تونم بگم همه چی!! سرمو انداختم...بوی عطرش از اون فاصله گیجم کرده بود و از اون همه نزدیکی ضربان قلبم بالا بود و اگه تو چشماش نگاه می کردم ۱۰۰ درصد لال میشدم... از جاش بلند شد و گفت:اره!می دونم!ایون واقعا قابل ستایشه! لبخندی زدم و گفتم:اره واقعا....
☆☆☆☆☆☆☆
★ایون★
اه این سایمی چرا نمیاد واسه تمرین ستاره ی شکسته خودم تنهایی انقدر تمرین کردم گیج شدممممم....سرمو رو میز گذاشتم و چشمامو بستم...این شعر چه معنی داره اخه...هنوزم نتونستم معنیشو درک کنم...آیییی...صبر کن ببینم...دفترم!جیون دفترمو پس داد؟؟؟الان یادم افتاد...وای...گوشیمو برداشتم و بهش یه اس ام اس زدم:
جیون ! دفترم هنوز پیشته؟؟
چند دقیقه بعد جواب اومد: بله! نوشتم:لطف کن بی زحمت بیار اتاق تمرین! یک دقیقه گذشت که صدای ویبره گوشیم بلند شد:اوکی!
گوشی رو رومیز گذاشتم و دوباره سرمو روش گذاشتم و چشمامو بستم که در باز شد چشمامو باز کردم و با دیدن سایمی سریع سرمد بلند کردم...شلوار سیاه خوشگلی با پیرهن شطرنجی و کت سیاه پوشیده بود وآآآی چه خوشتییییپ شده!!! چند لحظه بهم نگاه کرد و گفت:من اهنگ بهت دادم کوک کنی نه روش بخوابی! اخمی کردم و گعتم:۱۰۰۰ بار کوک کردم خودمم کوک شدم باهاش! خسته شدم دیگه! سری تکون داد و گفت:خسته ای که انقدر حرف می زنی؟؟ اآخخخخخ چه قدر دوس داشتم حالا جفت پا برم تو صورتش پسره ضدحال بز...
سرمو به صندلی تکیه دادم و گفتم:حالا چیه اومدی عین مجسمه ابولهول جلوم وایستادی،؟؟؟جلوی مسیر نور رو گرفتی داشتم از خورشید ویتامین D می گرفتممممم
با تعجب به پنجره و بعد به من نگاه کرد و گفت: نور از پشت شیشه فایده نداره ! بعد اومد جلو و دستمو گرفت و گفت:پاشو بیا بیرون به صورت ازاد ویتامین D بگیر!
اینو گفت و قبل از اینکه بخوام اعتراضی کنم دستمو کشید ... منم ممانعت نکردم و بلند شدم...رفتیم جلوی در و در رو باز کردم که همون لحظه جیون جلوی در سبز شد...وآاآا این جیونه،؟،،،،یه هفته ندیدمش نگا قیافشو عین قحطی زده ها شده...بمیرممممم این چه شکلیه!!!!! جیون کمی بهم نگاه کرد و گفت:ببخشید مزاحم شدم... بیا! دستشو اورد جلو و دفتر تو دستش بود! دفتر رو ازش گرفتم و گفتم:ممنون...نگاهی به سایمی انداخت و گفت:من دیگه مزاحمتون نمیشم!روز خوش!! وآآآآا....خواستم بگم نرو...اما دیر شده بود! سریع از کنارم رد شد و رفت...به دفتر نگاه کردم اخیییییش...دلم براش تنگ شده بود.به سایمی نگاه کردم! واآآ! این چرا هم چنین شده؟؟عین جن زده ها داشت به دفترم نگاه می کرد سری تکون دادم و گفتم:ها؟؟چیه،؟، اخمی کرد و گفت:این دفتر....این دفترو کی بهت داده؟؟؟ به دفتر نگاه کردم و گفتم:هیچکس!مال خودمه! تو چشمام نگاه کرد و گفت:ایون!این دفتر از اولشم مال خودت بود؟؟کسی بهت هدیه نداد؟؟؟؟ با تعجب گفتم:چرا! یکی هدیه اش داد! اخمی کرد و گفت:کی؟؟ سرمو انداختم...حالا چطور بگم .... سرمو بلند کردم و گفتم:یه فرد مهم...که نشد هیچ وقت ببینمش...حالا چیه گیر دادی به این دفتر؟؟؟
دیدگاه ها (۱۳)

جدا چجوری زندگی میکنن ؟خخخخ

یکی از افتخااااراااتمه..افتخار میکنم دلتون بسوزه خخخ

اینم پیج اجب ترانم... عشقتممممم.. واسه اجی بهارمبچهوها سماهم...

🌷 رمان ستاره شکسته 🌷 ...پارت هشتم....👇 ⭐ ️ایون⭐ ️تا حالا سای...

بیب من برمیگردمپارت: 69گوشی رو کنار گذاشت و باهام چشم تو چشم...

╭────────╮ ‌ ‌ 𝐰𝐞𝐚𝐤 𝐩𝐨𝐢𝐧𝐭 ╰────────╯نقطــه‌ضـعـف⁵چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط