{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازچشم‌هایش‌برایت‌گفته‌بودم ؟

ازچشم‌هایش‌برایت‌گفته‌بودم ؟
وقتی‌من‌رانگاه‌می‌کرد ؛
آنقدردلتنگ‌نگاهش‌میشدم‌که
حتی‌تاب‌پلک‌زدن‌هایش‌راهم‌نداشتم ! 🧡🌱
دیدگاه ها (۱)

پلک زدن هم گاهی زیادی طولانیست، وقتی دل از تماشای یک نگاه سی...

چشمهایش . . ازچشم‌هایش میتوان قصه ساخت ؛در نگاهش می‌شد آسمان...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟗بعد از آن روز، یونا دیگر کمتر به قصر ...

🔴ناگفته‌های درس آموز فرزند شهید سید حسن نصرالله از زندگی و ش...

#حکایت_قدیمی روباه عاشق خری شده بود که هر روز کنار رودخانه آ...

𝖕𝖆𝖗𝖙21لیسا وارد دفتر شد.جونگ کوک پشتش به او بود. سمت پنجره.«...

تک پارتی از جیکغروب بود و پارک تقریباً خلوت شده بود. تو و جی...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

جنگل نفرین شده پارت ۶

قسمت هفده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط