{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزهای خوبی را میگذرانی

روزهای خوبی را میگذرانی
میخندی
شادمانه به گردش میروی
خوشحالی
همه چیز داری...
اما
یک شب
بعد از روزهای خوبت
معشوقه ات دیگر دوستت نخواهد داشت...
و تو
چقدر
به یاد من که عاشقت بودم
اشک میریزی
چقدر حسرت میخوری
و چقدر
دلت برای کسی که دوستت داشته باشد تنگ میشود
یک چیز را میدانی ؟
تازه میفهمم "معشوقه" بودن
از "عاشق" بودن
خیلی بهتر است ...
و من
معشوقه ای هستم
که دیگر عاشقت نیست...
دیدگاه ها (۷)

این اولین عیدیه که نیستی کنارمتحویل سال اوله تورو ندارموقتی ...

خیلی از ماها موندیم،پای کسی که هیچوقت نفهمید دوست داشتن یعنی...

با خاطراتت قرار گذاشته امهمان جای همیشگیحرف هایم رابارها مرو...

چه خبر از دل تو؟؟؟؟نفسش مثل نفسهای دل خسته من می گیرد ؟؟؟؟یا...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

رمان :قرارداد سرنوشت

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

آدم ها را نمیتوان شناختمگردر زمان های حساس !مثلاوقتی که با خ...

آدم ها را نمیتوان شناختمگردر زمان های حساس !مثلاوقتی که با خ...

آدم ها را نمیتوان شناختمگردر زمان های حساس !مثلاوقتی که با خ...

آدم ها را نمیتوان شناختمگردر زمان های حساس !مثلاوقتی که با خ...

آدم ها را نمیتوان شناخت!!مگر ؛ در زمان های حساس!مثلا... وقتی...

آدم ها را نمیتوان شناختمگردر زمان های حساس !مثلاوقتی که با خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط