{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیگار نمیکشید.امالبانش بوی سیگارمیداد.خدا میداند از لبان

سیگار نمیکشید.امالبانش بوی سیگارمیداد.خدا میداند از لبان کس دیگری چ کام سنگینی گرفته بود
دیدگاه ها (۳)

. اندر آیینه ی دل، عکس شهی می طلبم / به حریم حرم دوست، رهی م...

کاش بعد از همه دلقک بازیهایم... کسی می آمد ماسک را از روی ص...

ببــــــــــار بــــــــاران….مـــــــــــــن ســـــــــــــ...

ما باختیم..اشکم دراومد سخت بود.اما بچه ها خسته بودن.وقبول کن...

🍃🌺 #ســـــــــلام 😊✋🍃🌺 #صبح زیبـا تـون بـخیر🍃🌺و سرشار از اتف...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧 part:79 [روز بعد، شرکت کیم، 12:38pm] جیمین در دفتر...

شاهکاری به نام دروغ

پارت ۲۰ (هنوز فلش بگ دیشبه تهکوکه)«خوش برگشتی نفسم...بشین»«م...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

★彡   Part 30 彡★ ( رینا ) زانو هام رو داخل بغلم گرفتم. پتو رو...

مافیای من

نام=)سایه مافیا### پارت چهارم: سکوتِ قبل از طوفانوقتی لیها و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط