{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کعبه ی چشمان تو شعرم به منا رفت

در کعبه ی چشمان تو شعرم به منا رفت
در من غزلی پر زد و تا پیش خدا رفت

یک عمر خودم را به قلم باخته بودم
عشقم قلمم بود که آن هم به خطا رفت

یک عمر دلم خوش به خیابان خدا بود
صد حیف که عشق آمد و عمرم به فنا رفت

بیچاره دل من که در این بازی تقدیر
یک بار نپرسید چرا بود و چرا رفت

رفتند دل و دین من از خانه ی این قلب
دل رفت جدا ،عقل هم از راه سوا رفت

دستان من خسته ی افتاده ی در خاک
بی تاب تر از لیلی و مجنون به دعا رفت

باور بکنی یا نکنی کار تمام است
در آخر این قصه غزل بر سر زا رفت...!!
‌
دیدگاه ها (۴)

در کعبه ی چشمان تو شعرم به منا رفتدر من غزلی پر زد و تا پیش ...

در کعبه ی چشمان تو شعرم به منا رفتدر من غزلی پر زد و تا پیش ...

در کعبه ی چشمان تو شعرم به منا رفتدر من غزلی پر زد و تا پیش ...

قاتلان در حرم امن خدا مستانه دست در گردن ابلیس ، ز حق بیگانه...

غزلی نوشته مجنون،برسد به دست لیلینَفَسم بگو کجایی که ستاره ...

غزلی نوشته مجنون،برسد به دست لیلینَفَسم بگو کجایی که ستاره ...

غزلے نوشته مجنون،برسد به دست لیلینَفَسم بگو ڪجایے ڪه ستاره ے...

حیف بود...حیف بود اگر می مردی...بین تو و خدا چه گذشت که این ...

حیف بود...حیف بود اگر می مردی...بین تو و خدا چه گذشت که این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط