{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افسر راهنمایی رانندگی

افسر راهنمایی رانندگی
کارنامه دو تا بچه هاش نگاه کرد .
کارنامه اولی رو که دید تجدید شده کتکش زد...
رفت سراغ دومی تا کارنامشو دید گفت: اشکال نداره سال دیگه جبرانش کن!!

برادرش بهش گفت: چطور تو رو نزد؟؟؟!!!
گفت :کارنامه رو تا کردم وسطش یه ده هزار تومانی گذاشتم....
دیدگاه ها (۱)

ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺳﻮﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﮑﺮ...

مرد آینده نگر در قطار مرد جوانی از همسفر سالمندش پرسید: ساع...

توی دورانی زندگی میکنیم که اگه اهل مواد و مشروب و پارتی و کا...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

پارت⁴⁹ویو جونگ‌کوکوقتی برگشتیم خونه، هوا کاملاً تاریک شده بو...

سکوتم با تو | پارت دومتهیونگ دستمال کاغذی رو سمتش گرفت.«ببخش...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁸صبح روز بعد...رینا تا ن...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.اما بالاخره نگاهش...

{چند شاتی درخواستی}وقتی بدون ددیت رفتی بار.‌....پارت:پایانیو...

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[24]در کنار تهیونگ نشستم که تهیونگ برگشت ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁰(نایون+...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط