{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من
جان به قربان تو و چشم سیاهت گل من

باورت هست از آن لحظه که تو دور شدی
همه شب منتظرم بر سر راهت گل من

باورت هست دمادم به تو من میگفتم
شده بر دوش من آن بارگناهت گل من

این همه سردی تو باز عذابم داده است
مگر آغوش کسی گشته پناهت گل من

یادت امد به تو گفتم که چه زیبا شده ای
باگلی را که زدی تو به کلاهت گل من

بارها گفته ام ای دوست چنین آه نکش
چونکه آتش بکشد خرمن اهت گل من 
دیدگاه ها (۱)

‌‌‌تو برگ گل نازک و من عاشق ناشیاز هم چه کنم با تو که یکباره...

من بودم ودل بود و تو و کلبه خرابی شمعی و قلم بود و دو پیمانه...

بخشیدن باعثکوچک شدن افق نگاهو پرشدن فضای ذهناز چیزهایی میشو...

نفس باد صبا کو؟ نگران است دلمآن همه ساز و نوا کو؟ نگران است ...

نمیبخشمت p.22

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من جان به قربان تو و چشم سیاهت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط