{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر....

شعر....
در من سکوت کرده
میان ترانه نفس می کشم
وقاصدکی تمام آرزویم را می دزد
و مرا به شب نشینی بی رویا عادت میدهد
غزلی میخوانم فالی ،یک جرعه شعر
خودم را میهمان می کنم
و تمام من میرقصد با رد پنهان نگاهت،
تو در شعرهایم هستی
در خمار واژه های دلتنگی
و پنهان از ندامت بوسه هایم
شعرهایم را می بلعی...!
دیدگاه ها (۱)

می‌بویم گیسوانت راتا فرشته‌ها حسودی کنندشانه می‌زنم موهایت ر...

وقتی ای دل به چشمون غزل خون می رسیخودتو نگه دار خودتو نگه دا...

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرس...

شعر....در من سکوت کردهمیان ترانه نفس می کشموقاصدکی تمام آرزو...

شعر.... در من سکوت کرده میان ترانه نفس می کشموقاصدکی تمام آر...

چشم هایم را ببند تو لبالب از ترانه ایو من ...تشنه ی شنیدنچشم...

چشم هایم را ببند تو لبالب از ترانه ایو من ...تشنه ی شنیدنچشم...

شهلا گرگانی شاعر کرمانشاهی

ستاره خدک شاعر تهرانی

زهرا جهانی شاعر بابلسری

میترا داودی نیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط