{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(استاد جذاب من). )⁦ლ( پارت 55 ⁠`⁠ლ

(استاد جذاب من). )⁦ლ( پارت 55 ⁠`⁠ლ

آفتابی که تازه طلوع کرده بود و نور زرد کمی در همه جا پخش بود همه جا را روشن کرده بود دختره کم کم پلک هایش را باز نمود هنوز هم کمی سرگیجه داشت خودش رو بالا کشید و به تخت تکیه داد وقتی نگاهش افتاد به می کو نشسته کنارش خوابش برده بود جیمین رو مبل روبه رو اش خوابیده بود یه پسر غریبه ای که رو مبل دیگه ای خوابیده بود می کو کمی تکون خورد و از خواب بیدار شد با دیدن ات که رویه ته نشسته بود سریع چشم هایش را با دست اش مالید و نزدیک ات شد همینکه میخواست دستشو بگیره ات دستش رو پس زد با چشم های پر از اشکی که سال ها منتظر این لحظه بود با صدای آروم و در از بغض لب زد ات : این همه سال کجا بودی وقتی تنهایی همه کار ها رو به دوش کشیدم وقتی تو اون غم بزرگی که داشتیم رفتی
می کو : همون شب وقتی از خونه رفتم بیرون ماشینی زد بهم دیگه هیچی نفهمیدم وقتی چشم هامو باز کردم دکتر ها بالا سرم ایستاده بودن نمی‌تونستم دست و پامو تکون بدم صدای دکتر رو به سختی می‌تونستم بشنوم که بهم گفت بیدار شدن بعد از شیش سال چه حسی داره
دختره در حین گوش کردن به حرف های داداش اش شوکه هیچی نمی گفت یعنی این همه مدت تویه کما بود و نیومده بود ات : یعنی .. تو.. این همه مدت
می کو نوازش وار دستش رو رویه موهای ات کشید و با لبخند گفت می کو : داداش تو می‌بخشی خواهری
دختره سریع خودش رو در آغوش برادرش انداخت با صدای بغض گفت ات : هیچوقت ‌دیگه نرو
می کو خواهرش را بیشتر در آغوشش فشورد و با صدای آرومی لب زد می کو : اگه این دفعه کسه دیگه ای بهم نزنه باشه
ات : استاد پارک رو از کجا می‌شناسی
می کو : جیمینی اون... اون دوستمه
جیمین که بیدار بود و تماشاگر این صحنه بود با ناراحتی چشم هایش را رو هم گذاشت ( خیلی معذ‌رت می‌خوام کانگ ات خیلی معذرت می‌خوام )
می کو خواهرش را از خودش جدا کرد با آرامش کاملی که در لحن اش بود لب زد می کو : تو الان دراز بکش نیم ساعتی بخواب تا صبحانه‌ درست میکنم
دختره که سر گیجه داشت بدون حرفی دراز کشید می کو پتو رو روش کشید و از رویه تخت بلند شد به سمته درب رفت و از اتاق خارج شد همانطوری که دراز کشیده بود چشم افتاد به لوهان که خوابیده بود( این کیه من که نمی شناسمش حتما دوسته داداش می کو یه ) تو همین فکرا دوباره خوابش برد ...
دیدگاه ها (۰)

( استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 56 ⁠`⁠ლجیمین سینی صبحانه ای که می...

عمارت می کو اسلاید ۹ اتاق می کو اسلاید آخر اتاق ات

(استاد جذاب من) )⁦ლ(پارت 54 ⁠`⁠ლ⁠دکتر از اتاق بیرون اومد روب...

( استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 53 ⁠`⁠ლمی کو چشم های پر از اشکش ر...

جادویی به نام عشق

دوپارتی درخواستی

★彡   Part 51 彡★ "خوب نیستم تهیونگ."چشم هاش برق زد.خودمم متوج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط