{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

***زندگی رنگ پریشانی گرفت ، هر که آمد عشق را بازی گرفت *

***زندگی رنگ پریشانی گرفت ، هر که آمد عشق را بازی گرفت *

رنگ ارزشها همه بیرنگ شد ، معصیت با عافیت هم سنگ شد *

ای دریغا راد مردی ها چه شد ، قصه ی مردان عاشق افسانه شد *

رسم لیلی مرد مجنون زار شد ، عاشقی بازیچه ی بازار شد***
دیدگاه ها (۳)

نیمه شب آواره و بی حس و حال ، در سرم سودای جامی بی زوال ، پر...

دل من خسته شده ناز کشیدن بلدی؟ روی لبخند غمش ساز کشیدن بلدی؟...

گاهی تورا بزرگ می بینم و گاهی کوچک این تو نیستی که بزرگ میشو...

مهربانی نقش هر نقاش نیست/ هر ک نقشی میزند نقاش نیست/ نقش را ...

🦋دستِ خالی، خواهشِ بیگانه میخواهم چکاربا دلِ پر تردید ویرانه...

یه تک پارتی از ربندو نوشتممم

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط