{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از این پهلو به آن پهلو میشوم

از این پهلو به آن پهلو میشوم

تا خاطرات را در خودم جا به جا کنم

از قلبم به ذهنم

از سرم به شانه ام

از دستم به قلم

به شعر

به محبوبی که از این پهلو به آن پهلو میشود

تا خاطرات را جا به جا کند

به شگفتی مینویسم

از آشفتگی ناگهانی گیسوی یک زن

از لطافتِ نوازش خفته در انگشتانِ مرد
دیدگاه ها (۱)

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانیچون باد سحرگاهم در بی سر و ...

هیچکس دلش نمیخواهد ازغم بنویسد..!!امامگر کم است چشمانی خیس ا...

صداقتشاید به تو دوستان زیادی ندهداما همیشهبهترین و ماندگارتر...

...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁵﴿ویو تهیونگ﴾با اشاره‌ی دستم، همه در سک...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁴چند لحظه‌ای در آن ح...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۵: خشمِ بیدار شدهصدای قدم‌های نیروهای مس...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۵: خشمِ بیدار شدهصدای قدم‌های نیروهای مس...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 121・⁠]⁠ᕗحس خیلی بد دردی تو ک...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط