{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ی پست قبل

ادامه ی پست قبل


قسمت آخر

قلب من یکسر .سراپا منگ شد
هم نفس در سینه ۍ من تنگ شد

دست و پاهایم بشدّت سست گشت
قلب من باز هم به غصه بازگشت

یکدم او من را بدید و منگ شد
دست و پایش همچو سیمان سنگ شد

کرد رها دستان ز دست همسرش
یک نگاه انداخت بسوی مادرش

مادرش تندی دوید به سوی او
دختر بیچاره غش کرد روی او

دخترک من را بدید از حال رفت
ساغرِ قلبش بیفتادو شکست

بی نوای نای او داد میزدم
من بیاد عشق فریاد میزدم

هعی ،همه دنیای من فانی شد
چه بگویم آنچه میدانی شد

بی خبر نیستم از احوالش کمی
خود خبر دارم که دارد او غمی

آنقدَر غمش عظیم به یاد من
نام فرزندش نهاده نام من

پایان
دیدگاه ها (۷۹)

پایتخت۴

^_^

ادامه ی پست قبل پارت ۳شد گذر یک چند از آن روز عجیبچون ...

ادامه ی پست قبل پارت دومآمدیم بیرون بگفتش ای پدرم...

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨بچه ها پارت جدید خدمتتون 💕✨...

روی یکی از نیمکتهای پارک نشستم و به دنیای قشنگ بچه ها نگاه م...

اخه دوستت دارم دست خودم نیست 💔❤️😘#عاشقانه #خاص #ویسگون #لایک...

گریه کن..💔#جدایی #خاص #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #لایک_بازن...

#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #بنگتن #هو...

#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #بنگتن #هو...

#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #بنگتن #هو...

از مادربزرگم پرسیدم پدربزرگ تا حالا واست گل خریده؟با لبخند گ...

ویدئو زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط