{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part³
ادامه ویو کوک
اون واقعا خیلی اذیت شده بعد فوت بابا و مامان خیلی تنها شد و قلبشم مشکلش بیشتر اون موقع روکا پنج سالش بود منم که فقط به کارم فکر میکردم و این بی توجهی ها بیشتر بهش اسیب زد
با همین فکر و بغض داشتم بهش نگاه میکردم که دیدم چشماش رو باز کرد
کوک‌ . روکا دورت بگردم خوبی ( نگران و بغض)
روکا . اهوم خوبم ( سرد )
کوک . روکا زندگیم قهر نکن دیگه
روکا . قهر نیستم ( سرد )
کوک . معلومه که قهری فرشته کوچولو
روکا . ......
کوک . جونم
روکا . ......
کوک . خشگلم
روکا . کوک ولم کن ( روش رو اونوری میکنه )
کوک . ( دیدم روش رو اون طرفی کرد رفتم و از پشت روی تخت بغلش کردم ) روکا عزیزم من واقعا متاسفم نمی خواستم بزنمت یا سرت داد بزنم جونم
روکا . ولی من خیلی ناراحت شدم واقعا جای سیلی که زدی هنوز درد میکنه
کوک . زندگیم ببخشید ببینم لپت رو
( روکا کوک رو نگاه کرد و کوک فهمید که لپ روکا قرمزه )
کوک . وای دوکا لپت قرمزه وایسا برات کرم بزنم
روکا . کوک ولم کن الان حوصلم ندارم خوابم میاد
کوک . روکا لپت خیلی قرمزه بدتر میشه وایسا خودم برات میزنم
روکا . باشه بزن
ویو رونی ( من ) . دیگه کوکم براش کرم میزنه و روکا هم حالش خوب میشه و بعد هم میخوابن و از اون روز به بعد کوک بیشتر به روکا توجه میکرد

بچه ها این فیکمن به پایان رسید لطفا نظرتون رو بگید 🎀🎀🎀🎀
دیدگاه ها (۱)

بچه ها میخواستم یک بیو از خودم بدم که بشناسینم اسمم رونیکا ه...

اولین ادیتم بود ببخشید اگه بد شد 😁😁😁😁😁

part ²ویو روکا بعد از این که ساعتو نگاه کردم دیگه چیز حس نکر...

‌ part¹ ویو روکاامروز رفته بودم مدرسه و موقعه برگشت دویتم پی...

part37 عشق پنهان《ویو ات》راستم میگفت اون همه دختر هرزه داخل ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط