part
part ²
ویو روکا
بعد از این که ساعتو نگاه کردم دیگه چیز حس نکردم و همچی برام سیاه شد
ویو کوک
خیلی باش بد رفتار ی کردم من که میدونستم با دوستشه ولی ...صبر کن اون اون مشکل قلبی داره وای وای نه روکا نه ( با خودش حرف میزنه و سریع میره تو اتاق روکا )
کوک . روکا داداشی خوبی (استرس زیاد با صدای ترسیده)
کوک . روکا وای چرا بیدار نمیشی بزار زنگ بزنم دکتر
پرش به زمانی که دکتر اومد
دکی . ارباب خانم چرا انقدر حالش بده
کوک . خوب میشه دیگه اره باید خوب شه ( ترسناک و ناراحت)
دکی . تلاشمو میکنم
پرش به زمانی که دکتر حال روکا رو خوب کرد و روکا بیهوش بود
کوک . کنار تختش نشسته بودم لپش قرمز قرمز بود جای دستم روی صورتش بود خیلی ناز خواب بود واقعا از کارم ناراحت بودم
بچه ها این رو داشته باشید دوباره براتون میزارم🎀🎀
ویو روکا
بعد از این که ساعتو نگاه کردم دیگه چیز حس نکردم و همچی برام سیاه شد
ویو کوک
خیلی باش بد رفتار ی کردم من که میدونستم با دوستشه ولی ...صبر کن اون اون مشکل قلبی داره وای وای نه روکا نه ( با خودش حرف میزنه و سریع میره تو اتاق روکا )
کوک . روکا داداشی خوبی (استرس زیاد با صدای ترسیده)
کوک . روکا وای چرا بیدار نمیشی بزار زنگ بزنم دکتر
پرش به زمانی که دکتر اومد
دکی . ارباب خانم چرا انقدر حالش بده
کوک . خوب میشه دیگه اره باید خوب شه ( ترسناک و ناراحت)
دکی . تلاشمو میکنم
پرش به زمانی که دکتر حال روکا رو خوب کرد و روکا بیهوش بود
کوک . کنار تختش نشسته بودم لپش قرمز قرمز بود جای دستم روی صورتش بود خیلی ناز خواب بود واقعا از کارم ناراحت بودم
بچه ها این رو داشته باشید دوباره براتون میزارم🎀🎀
- ۶.۶k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط