p
p⁶
𝐦𝐲 𝐝𝐢𝐟𝐟𝐞𝐫𝐞𝐧𝐭 𝐥𝐨𝐯𝐞
ویو ات
بار
ساعت:۵:۱۳
انقدر خورده بودم که مست مست بودم هیچی نمی فهمیدم یه پسر اومد بهم گفت
پسره:#
# بیبی گرل بیا باهم ی شب خوب رو رقم بزنیم
+ برو گمشو حوصله ندارم
#بیبی گرل مگه بهت نگفتم به ددی ن نگو
#نشستم کنارش دستمو گذاشتم روی زانوش اروم اروم دستمو می بردم بالاتر رسیدم به رونش محکم فشار دادم که نالهی ریزی کرد و جلوی خودش رو گرفت
#گرلم ببین داری مقاومت می کنی، چرا؟
# دیدم جواب نداد دستمو بردم بین پاهاش و دست میکشیدم روش چشماش را بسته بود
دیگه وقتهشه براید بقلش کردم و داشتم می بردمش تو یکی از اتاق ها که دستی روی شونم اومد و....
الان میگید یجی اونجا بوقه ن خیرم اونم مست بود یه پسره بردش تو اتاق ها الان داری کار قلبرو می کنه😂
دستی روی شونم اومد و برم گردوند طرف خودش که سریع همون لحظه مشتی خورد تو صورتم دختره از دستام افتاد خودمو سریع جمع و جور کردم دیدم رف طرف دختره
#تو کیشمیش؟(ن نُخُده://)
-دوس پسرش تو کیشمیشی(ن عزیزم اون برگ چغندرهD":)
# ایششش (زیر لب) و گورشو گم کرد
-می خواستم کمکش کنم
گمشو (اروم
-چی گفتی(با تعجب و چند بار پلک زد و جوری که انگار انتظار همچین حرفیو اصن نداشت
گفتم گمشو(یکم بلند تر از سری قبل
-یاااا دام کمکت می کنم
منم گفتم گمشو به کمکت احتیاج ندارم
گایز یادم رف بگم ات تا خورد زمین پاچ پیچ خورد و زخم شد
-خیلی لجبازی(زیر لب اما جوری که بشنوه)
چی گفت..
یهو دیدم براید بغلم کرد و بردم گذاشت تو ماشینش
تو ماشین
دیدم دستشو گذاشت رو رونم که کل بدنم لرزید
دستتو بردار
-چرا؟
یعنی چی چرا بردار(یکم بلند
-چطور اون پسر غریبه می تونست دستشو بزاره رو رونت و هیچی بهش نگی من نمی تونم؟
سکوت متلق
-هاااااا(عربده
گایز بگم که کوک فقط داره به ات می فهمونه که نباید می رفته بار واگرنه هیچ منظور دیگه از اینکه دستشو گذاشت رو پاهای ات نداشت:///
تا داد زد ترسیدم ریدم تو خودمD°°°:
اخ داد نزن(ترس
-چرا داد نزنم ها(محکم رون ات رو فشار داد
ایییی می ترسم(بغض صگییییییی
نکن(گریه )و سعی می کرد دست کوک را کنار بزنه
۵مین بعد
-دستمو برداشتم و دنده رو تکون دادم
و دوباره دستمو گذاشتم رو رونش
فکر کردم دستتو برداشتی(تقریبا اروم شده
-تو خواهشا فکر نکن(پوزخند بی صدا
چرا دستتو بر نمی داری؟؟؟؟
اصن داری منو کجا می بری؟؟؟؟
-خفهشو تا نزدمت(من وقتی رفیقم میره رو اعصابم:|||
گفتم داری منو کجا می بری؟؟
-منم گفتم خفه شو تا نزدمت
نمی خوام خفه شم میخوای چیکار کنی؟؟
-ماشینو زد کنار و صندلی ات رو خوابوند
-خفه نشی همینجا می کنمت
هه اره بیا بکن
-رو ات خیمه زد و سرشو نزدیک سر ات کرد خواست ببوستش که...
خماری تا فردا شب با شرط
لایک۱۵
کامنت۵
فالور۲۰
باییییی
𝐦𝐲 𝐝𝐢𝐟𝐟𝐞𝐫𝐞𝐧𝐭 𝐥𝐨𝐯𝐞
ویو ات
بار
ساعت:۵:۱۳
انقدر خورده بودم که مست مست بودم هیچی نمی فهمیدم یه پسر اومد بهم گفت
پسره:#
# بیبی گرل بیا باهم ی شب خوب رو رقم بزنیم
+ برو گمشو حوصله ندارم
#بیبی گرل مگه بهت نگفتم به ددی ن نگو
#نشستم کنارش دستمو گذاشتم روی زانوش اروم اروم دستمو می بردم بالاتر رسیدم به رونش محکم فشار دادم که نالهی ریزی کرد و جلوی خودش رو گرفت
#گرلم ببین داری مقاومت می کنی، چرا؟
# دیدم جواب نداد دستمو بردم بین پاهاش و دست میکشیدم روش چشماش را بسته بود
دیگه وقتهشه براید بقلش کردم و داشتم می بردمش تو یکی از اتاق ها که دستی روی شونم اومد و....
الان میگید یجی اونجا بوقه ن خیرم اونم مست بود یه پسره بردش تو اتاق ها الان داری کار قلبرو می کنه😂
دستی روی شونم اومد و برم گردوند طرف خودش که سریع همون لحظه مشتی خورد تو صورتم دختره از دستام افتاد خودمو سریع جمع و جور کردم دیدم رف طرف دختره
#تو کیشمیش؟(ن نُخُده://)
-دوس پسرش تو کیشمیشی(ن عزیزم اون برگ چغندرهD":)
# ایششش (زیر لب) و گورشو گم کرد
-می خواستم کمکش کنم
گمشو (اروم
-چی گفتی(با تعجب و چند بار پلک زد و جوری که انگار انتظار همچین حرفیو اصن نداشت
گفتم گمشو(یکم بلند تر از سری قبل
-یاااا دام کمکت می کنم
منم گفتم گمشو به کمکت احتیاج ندارم
گایز یادم رف بگم ات تا خورد زمین پاچ پیچ خورد و زخم شد
-خیلی لجبازی(زیر لب اما جوری که بشنوه)
چی گفت..
یهو دیدم براید بغلم کرد و بردم گذاشت تو ماشینش
تو ماشین
دیدم دستشو گذاشت رو رونم که کل بدنم لرزید
دستتو بردار
-چرا؟
یعنی چی چرا بردار(یکم بلند
-چطور اون پسر غریبه می تونست دستشو بزاره رو رونت و هیچی بهش نگی من نمی تونم؟
سکوت متلق
-هاااااا(عربده
گایز بگم که کوک فقط داره به ات می فهمونه که نباید می رفته بار واگرنه هیچ منظور دیگه از اینکه دستشو گذاشت رو پاهای ات نداشت:///
تا داد زد ترسیدم ریدم تو خودمD°°°:
اخ داد نزن(ترس
-چرا داد نزنم ها(محکم رون ات رو فشار داد
ایییی می ترسم(بغض صگییییییی
نکن(گریه )و سعی می کرد دست کوک را کنار بزنه
۵مین بعد
-دستمو برداشتم و دنده رو تکون دادم
و دوباره دستمو گذاشتم رو رونش
فکر کردم دستتو برداشتی(تقریبا اروم شده
-تو خواهشا فکر نکن(پوزخند بی صدا
چرا دستتو بر نمی داری؟؟؟؟
اصن داری منو کجا می بری؟؟؟؟
-خفهشو تا نزدمت(من وقتی رفیقم میره رو اعصابم:|||
گفتم داری منو کجا می بری؟؟
-منم گفتم خفه شو تا نزدمت
نمی خوام خفه شم میخوای چیکار کنی؟؟
-ماشینو زد کنار و صندلی ات رو خوابوند
-خفه نشی همینجا می کنمت
هه اره بیا بکن
-رو ات خیمه زد و سرشو نزدیک سر ات کرد خواست ببوستش که...
خماری تا فردا شب با شرط
لایک۱۵
کامنت۵
فالور۲۰
باییییی
- ۱۰.۵k
- ۰۷ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط