سریع تیشرت سفید و شلوار کارگوی کرمیم رو
𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 . 𝑷𝒂𝒓𝒕 . ۵
سریع تیشرت سفید و شلوار کارگوی کرمیم رو
پوشیدم و موهام رو شونه کردم و یه گیره ی
ناناص زدم تا اومدم گوشیم رو بردارم و به لیا
زنگ بزنم
در با صدای بدی باز شد و لیا با صدای بلندی
پریدم و با جیغ صدام زد که با بهت گفتم : چی شده
با خنده و جیغ گفت : فرداااااااا وقتشه ...
بالاخره شددددد
با گیجی گفتم : چی شده
با خنده گفت : فردااااا دوباره اودیشن میدی و
اگه اوکی بود میتونی دبیو کنی
یه لحظه حس کردم همه جا توی سکوت فرو رفته
تنها چیزی که میشنیدم صدای ضربان قلبم بود
تنها چیزی که میدیدم صحنه هایی بود که از
پونزده سالگیم تا به العان توی این کمپانی دیدم
گریه هام خستگی هام بیماری هام جا زدنام
اما با همه ی اینا فردا مشخص میشه این
همه اشک و خون ارزش داشته یا نه
با استرس و خوشحالی جیغی کشیدم و پریدم بغلش
و اشکام صورتم رو خیس کردن
با خوشحالی پریدم تو درمانگاه که دکتر چوی
با بهت گفت : چرا سرو قیافت اینشکلیه
با خنده گفتم : فردا قراره اودیشن بدم برای
قبل دبیو اگه اوکی باشه و داوران خوششون
بیاد حس کنم آماده ام میتونم دبیو کنم
که دکتر چویم از خوشحالی جیغی کشید و با
خوشحالی گفت : واییییییییییی بهت
تبریک میگم،امیدوارم موفق باشی
با خنده ازش تشکری کردم و همراهش به
سمت اتاق بهداست رفتم تا قد و وزنم رو
بگیره و یه سایز گیری کلی بشم
دکتر چوی : خب قدت که ۱۶۵
وزنتم که ۴۲
کمبود وزن داری
با خنده گفتم : اشکالی نداره باید سبک باشم
که بتونم دنس ها رو انجام بدم
با تاسف و ناراحتی سری تکون داد و سایزام
رو گرفت و با خداحافظی رفتم تو اتاقم تا
برای فردا تمرین کنم و آماده بشم
سریع تیشرت سفید و شلوار کارگوی کرمیم رو
پوشیدم و موهام رو شونه کردم و یه گیره ی
ناناص زدم تا اومدم گوشیم رو بردارم و به لیا
زنگ بزنم
در با صدای بدی باز شد و لیا با صدای بلندی
پریدم و با جیغ صدام زد که با بهت گفتم : چی شده
با خنده و جیغ گفت : فرداااااااا وقتشه ...
بالاخره شددددد
با گیجی گفتم : چی شده
با خنده گفت : فردااااا دوباره اودیشن میدی و
اگه اوکی بود میتونی دبیو کنی
یه لحظه حس کردم همه جا توی سکوت فرو رفته
تنها چیزی که میشنیدم صدای ضربان قلبم بود
تنها چیزی که میدیدم صحنه هایی بود که از
پونزده سالگیم تا به العان توی این کمپانی دیدم
گریه هام خستگی هام بیماری هام جا زدنام
اما با همه ی اینا فردا مشخص میشه این
همه اشک و خون ارزش داشته یا نه
با استرس و خوشحالی جیغی کشیدم و پریدم بغلش
و اشکام صورتم رو خیس کردن
با خوشحالی پریدم تو درمانگاه که دکتر چوی
با بهت گفت : چرا سرو قیافت اینشکلیه
با خنده گفتم : فردا قراره اودیشن بدم برای
قبل دبیو اگه اوکی باشه و داوران خوششون
بیاد حس کنم آماده ام میتونم دبیو کنم
که دکتر چویم از خوشحالی جیغی کشید و با
خوشحالی گفت : واییییییییییی بهت
تبریک میگم،امیدوارم موفق باشی
با خنده ازش تشکری کردم و همراهش به
سمت اتاق بهداست رفتم تا قد و وزنم رو
بگیره و یه سایز گیری کلی بشم
دکتر چوی : خب قدت که ۱۶۵
وزنتم که ۴۲
کمبود وزن داری
با خنده گفتم : اشکالی نداره باید سبک باشم
که بتونم دنس ها رو انجام بدم
با تاسف و ناراحتی سری تکون داد و سایزام
رو گرفت و با خداحافظی رفتم تو اتاقم تا
برای فردا تمرین کنم و آماده بشم
- ۳۷۲
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط