{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بـــوس تـــر از بـــوس هاے تـــو

بـــوس تـــر از بـــوس هاے تـــو
نمے شناســـم!
ندیـــده ام, نخوانـــده ام!
مســـت تـــر از لبهـــاے تـــو
شـــراب ننوشیـــده ام!
دســـت هاے تـــو
مهربانتریـــن دســـت هاے خداســـت!
ڪـہ ڪـودڪـــے ِ مــرا بـہ بلـــوغ مے رسانــد(!)
و اینجـــورے هاســت
ڪـہ در آغـــوش ِ تـــو
مــטּ زטּ مـے شـــوم(!)
دیدگاه ها (۱)

در ایـن شـهـر کــه نـمـی‌تـوان بــه هـیـچ‌کـس اعـتـمـاد کـرد...

مرد زندانی میخندید شاید به زندانی بودن خویش شایدهم به ازاد ب...

بیا توافقنامه امضا کنیم،من رآکتور قلبم را به نامت میکنم،تو ه...

دیگر از تنهایی خسته شده امبه کلاغها زیر میزی میدهمتا قصه ام ...

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

رقیه بنت الحسین

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑧من در سرزمینیکه تو را در آن نب...

وقتی دعوا میکنید و بچتون میترسه

پارت پنج

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

صدای شلیک

p17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط