{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی شیری" طعمه اش را با آمدن "لاشخورها

وقتی شیری" طعمه اش را با آمدن "لاشخورها
رها میکند.. نشان -ترس- نیست!
بلکه باورش این است که طعمه اش دیگر ارزش خوردن ندارد.
نه. من آن شیر نیستم...
اما:
تو همان طعمه ی دستخورده ای هستی که ماه هاست با لاشخورها تنهایت گذاشته ام!
حقیقت تلخ است دیگر
دیدگاه ها (۵)

حال ما با دود و الکل جانمی آید رفیق/زندگی کردن به عاشق ها نم...

آدمی که می خواهد برود، می رود! داد نمی زند که من دارم می روم...

به بعضی از پسرا باید گفت: عزیزم چقد شبیه آفتاب پرستی...! ما...

دختر :عزیزم بیا خواستگاریم پسر :صدات نمیاد عزیزم بلندتر صحبت...

سلااااااااممممم امروز معرفی کتاب دختری که ماه را نوشید رو دا...

🤍👇🏽✨️💖ساختنِ نسخه‌ی بهترِ خودت درد دارد؛اما ماندن در جایی که...

پارت ۳۰ — «آخرین نقشه»صبح روز بعد، رها وارد پذیرایی شد و دید...

عاشقانه های شبنم

زیباییهایی که خداوند ازش دریایی میسازد بی وسعت

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

فصل ششم: طلوعِ عصرِ جدیدنورِ خیره‌کننده به آرامی فروکش کرد. ...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

🖤 بادیگاردِ دردسرساز منپارت ۲ — «من به بادیگارد نیاز ندارم!»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط