چند پارتی تودوروکی وقتی میبرنت پیش خانوادش

چند پارتی تودوروکی( وقتی میبرنت پیش خانوادش)
( به عنوان همکلاسی)
واییی ان دیگه چه غولیه؟ اصلا شباهتی به تودوروکی نداره
پدر تودوروکی _ شما دوست شوتو هستید؟
سریع به خودم اومدم و پاشدم و احترام گذاشتم و با تته پته گفتم
_ از..آشناییـ....با شما...خیلی خیلی خرسندم..م. من ا. ت همکلاسی...تودورکی هستم
تودوروکی آروم شروع به خندیدن کرد
پدر تودوروکی _ خوش وقتم
همه نشسته بودیم داشتم آب میخوردم که با حرف خواهر تودوروکی آب پرید تو گلوم
خواهر تودوروکی _ میگم شوتو مطمعنی ا.ت فقط همکلاسیته؟
تودوروکی _ چی؟!
من سریعتر گفتم
_ ای وای خدای من!.. حرفشم نزنید ما فقط دوست و همکلاسی هستیم
حرف دیگه ای رد و بدل نشد بعد شام با کمک خواهر تودوروکی میز رو جمع کردیم
داشتم ظرفا رو خشک میکردم که خواهر تودوروکی سفره حرف رو باز کرد
خواهر تودوروکی _ راستی کوست چیه؟
_ گل
خواهر تودوروکی _ گل؟ یعنی چی؟
_ یعنی اینکه من به هر جایی دست بزنم گل ها همونجا شروع به رشد میکنن و تا اطرافه اون نقطه رشد دشون ادامه داره
خواهر تودوروکی _ وای چه جالب
_ لطف داری

دستام رو تو جیب هودیم کردم و با خوشحالی برگشتم سمتش
_ تودوروکی بابت امشب واقعا ممنونم عالی بود
تودوروکی _ لازم به تشکر نیست به منم خوش گذشت
دیدگاه ها (۰)

بنده هیچ ایده ای ندارم اگه سناریو میخواید توی پست سنجاق شدم ...

بچه ها ناموسا از سناریوهام خوشتون میاد؟

چند پارتی تودوروکی ( وقتی میبرنت پیش خانوادش) ( به عنوان همک...

سناریو وقتی وقتی اولین بار دستش رو میگیری۰( دوست دخترشی) می...

چند پارتی جونگوون p2

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۴۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط