❤️🔥╣[No touching فصل ۲]╠❤️🔥
❤️🔥╣[No touching فصل ۲]╠❤️🔥
(。♡part 175♡。)
اول به جام تو دستش نگاه کرد
و بعد خروج توت فرنگي رو دنبال کرد.
با خباثت صورتم رو بردم
روبروي صورتش و شیطون توت فرنگي رو توی دهنم گذاشتم
و با ناز مشغول خوردنش شدم.
جامش رو بي درنگ روي سکو بالکن رها کرد
و یه دفعه دوطرف شونه ام رو گرفت و خيلي محکم کوبیدم به
ستون کنار.
شوکه زل زدم تو چشمش و قبل اینکه بفهمم چي شده
لباش رو محکم روي لبم گذاشت.
محکم پر تحکم مغرورانه...
لبام رو بین لباش به بازي گرفت.
لذت به وجودم تزریق شد.
دستامو دور گردنش انداختم و همراهیش کردم.
بوسه هاش خيلي تند و شدید شده بود و من اينو بي
نهایت دوست داشتم.
دلتنگ این بوسه ها بودم..خيلي زياد..
محکم چسبوندم به دیوار خودش گرم بهم چسبید و خيلي تند و گرم میبوسیدم.
با تمام وجود و عشقم همراهیش میکردم دستامو توي موهاي لخت قشنگش قفل کردم..
زیاد نگذشته بود ولی من و جونگکوک شدید و همدیگه رو میبوسیدیم
لباش رو پرعطش توي گردنم برد و غرق بوسه اش کرد.
چشمام رو با آرامش بستم.
با دستاش پهلوهام رو نوازش کرد و گازي از گردنم گرفت.
لبم رو گاز گرفتم.
لباش رو روی گردنم کشید و بالا آورد و روي لبم
گذاشتشون.
دستم رو توی موهاش محکم تر کردم و به تلافی گاز گردنم
لباش رو محکم گاز گرفتم.
صداي درد ارومي از بين نفس نفس زدناش به گوش رسید.
محکم تر خودشو بهم چسبوند.
داشتم با ستون پشتم یکی میشدم
لباش رو با بوسه محکمي از لاي دندونام بیرون کشید و
لباش رو از لبام جدا کرد.
دستاش رو از روي پهلوم برداشت و گذاشت کنار سرم روي ستون
هر دو شدید نفس نفس میزدیم.
(。♡part 175♡。)
اول به جام تو دستش نگاه کرد
و بعد خروج توت فرنگي رو دنبال کرد.
با خباثت صورتم رو بردم
روبروي صورتش و شیطون توت فرنگي رو توی دهنم گذاشتم
و با ناز مشغول خوردنش شدم.
جامش رو بي درنگ روي سکو بالکن رها کرد
و یه دفعه دوطرف شونه ام رو گرفت و خيلي محکم کوبیدم به
ستون کنار.
شوکه زل زدم تو چشمش و قبل اینکه بفهمم چي شده
لباش رو محکم روي لبم گذاشت.
محکم پر تحکم مغرورانه...
لبام رو بین لباش به بازي گرفت.
لذت به وجودم تزریق شد.
دستامو دور گردنش انداختم و همراهیش کردم.
بوسه هاش خيلي تند و شدید شده بود و من اينو بي
نهایت دوست داشتم.
دلتنگ این بوسه ها بودم..خيلي زياد..
محکم چسبوندم به دیوار خودش گرم بهم چسبید و خيلي تند و گرم میبوسیدم.
با تمام وجود و عشقم همراهیش میکردم دستامو توي موهاي لخت قشنگش قفل کردم..
زیاد نگذشته بود ولی من و جونگکوک شدید و همدیگه رو میبوسیدیم
لباش رو پرعطش توي گردنم برد و غرق بوسه اش کرد.
چشمام رو با آرامش بستم.
با دستاش پهلوهام رو نوازش کرد و گازي از گردنم گرفت.
لبم رو گاز گرفتم.
لباش رو روی گردنم کشید و بالا آورد و روي لبم
گذاشتشون.
دستم رو توی موهاش محکم تر کردم و به تلافی گاز گردنم
لباش رو محکم گاز گرفتم.
صداي درد ارومي از بين نفس نفس زدناش به گوش رسید.
محکم تر خودشو بهم چسبوند.
داشتم با ستون پشتم یکی میشدم
لباش رو با بوسه محکمي از لاي دندونام بیرون کشید و
لباش رو از لبام جدا کرد.
دستاش رو از روي پهلوم برداشت و گذاشت کنار سرم روي ستون
هر دو شدید نفس نفس میزدیم.
- ۱۷۶
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط