Part ⁴
Part ⁴
The name of the story: Madness hall(تالار جنون)
این صدا...این صدا چیزی جز صدای ارواح پلید نیست..........
من اینارو میشناسم.........
من نباید گول حرفاشون رو بخورم، دشمن هیچ وقت عوض نمیشه..........
دشمن رو اگه رام نکنی نابودت میکنه.........
گفتم:
اگه واقعی هستی، خودت رو نشون بده وگرنه من وارد اون در نمیشم؟!
گفت:
دروازه رو نگاه کن، شاید تونستی منو ببینی!
رومو کردم سمته دروازه.........
هیچی جز همون نور قرمز ندیدم!
ولی یه سایه مشکی رو دیدم که زیر صدم ثانیه محو شد.........
در آموخته های قدیمی انباشته شده در مغزم گشتم تا به یه مورد رسیدم، یه وِرد.........
سریع اونو با صدای بلند خوندم.........
اتفاقی نیوفتاد و اون نور هنوز وجود داشت.........
عصبانی شدم و گفتم:
خودت رو نشون بده من آماده هستم...آماده ی هر عکسالعملی هستم..........
خندید و گفت:
اوه، نه بچه جون.........
گفتم:
یا خودت رو نشون میدی یا از اینجا م..........
حرفم رو تکمیل نکردم چون فهمیدم هیچ راهی جز اون در کوفتی وجود نداره..........
ولی من باید راه دیگه ای رو پیدا کنم.........
دور خودم چرخیدم و تمام تالار رو با دقت تمام چک کردم ولی هیچ که هیچ.........
حتی سقف رو هم چک کردم.........
برای اینکه خودم رو نجات بدم باید اینجا احضار روح انجام بدم.........
حالا چرا احضار روح؟
خب، این روح های پلید که در این ساعت ها میان خیلی کَنه(یه نوع حشره هست که به آدم میچسبه) هستن و بزور ولت میکنن.........
برای خلاص شدن از این وضع باید احضار روح کنم...چون روح های پلید به روح های احضار شده حساسن یا اگه بخوام بگم اون روح های پلید دچار اختلال بین نیروی دنیوی و زمینی پیدا میکنن...........
به همین سبب باعث میشه که رها بشی..........
نشستم روی زمین و شروع به احضار روح کردم.........
چشمام رو بستم و تمرکز کردم.........
تازه اول کارم بود که احساس کردم اون نور قرمز دیگه وجود نداره.........
چشمام رو باز کردم تا مطمئن بشم.........
و دیدم بله..........
تمام شد...بالاخره خلاص شدم.........
ماجراجویی خوبی بود.........
ولی هنوز به محوطه بیرونی نرفتم.........
برگشتم سمته همون دری که وارد شدم تا برم بیرون.........
ولی درِ تالار کجاست؟
مگه من از همون جا وارد اینجا نشدم.........
پس در کجاست؟
ای خدا گیر افتادم.........
یعنی اشتباه کردم احضار روح کردم و اون در و صدا مخفی شد؟!
دادم زدم:
این در کجاست؟
یکی نجاتم بده..........
The name of the story: Madness hall(تالار جنون)
این صدا...این صدا چیزی جز صدای ارواح پلید نیست..........
من اینارو میشناسم.........
من نباید گول حرفاشون رو بخورم، دشمن هیچ وقت عوض نمیشه..........
دشمن رو اگه رام نکنی نابودت میکنه.........
گفتم:
اگه واقعی هستی، خودت رو نشون بده وگرنه من وارد اون در نمیشم؟!
گفت:
دروازه رو نگاه کن، شاید تونستی منو ببینی!
رومو کردم سمته دروازه.........
هیچی جز همون نور قرمز ندیدم!
ولی یه سایه مشکی رو دیدم که زیر صدم ثانیه محو شد.........
در آموخته های قدیمی انباشته شده در مغزم گشتم تا به یه مورد رسیدم، یه وِرد.........
سریع اونو با صدای بلند خوندم.........
اتفاقی نیوفتاد و اون نور هنوز وجود داشت.........
عصبانی شدم و گفتم:
خودت رو نشون بده من آماده هستم...آماده ی هر عکسالعملی هستم..........
خندید و گفت:
اوه، نه بچه جون.........
گفتم:
یا خودت رو نشون میدی یا از اینجا م..........
حرفم رو تکمیل نکردم چون فهمیدم هیچ راهی جز اون در کوفتی وجود نداره..........
ولی من باید راه دیگه ای رو پیدا کنم.........
دور خودم چرخیدم و تمام تالار رو با دقت تمام چک کردم ولی هیچ که هیچ.........
حتی سقف رو هم چک کردم.........
برای اینکه خودم رو نجات بدم باید اینجا احضار روح انجام بدم.........
حالا چرا احضار روح؟
خب، این روح های پلید که در این ساعت ها میان خیلی کَنه(یه نوع حشره هست که به آدم میچسبه) هستن و بزور ولت میکنن.........
برای خلاص شدن از این وضع باید احضار روح کنم...چون روح های پلید به روح های احضار شده حساسن یا اگه بخوام بگم اون روح های پلید دچار اختلال بین نیروی دنیوی و زمینی پیدا میکنن...........
به همین سبب باعث میشه که رها بشی..........
نشستم روی زمین و شروع به احضار روح کردم.........
چشمام رو بستم و تمرکز کردم.........
تازه اول کارم بود که احساس کردم اون نور قرمز دیگه وجود نداره.........
چشمام رو باز کردم تا مطمئن بشم.........
و دیدم بله..........
تمام شد...بالاخره خلاص شدم.........
ماجراجویی خوبی بود.........
ولی هنوز به محوطه بیرونی نرفتم.........
برگشتم سمته همون دری که وارد شدم تا برم بیرون.........
ولی درِ تالار کجاست؟
مگه من از همون جا وارد اینجا نشدم.........
پس در کجاست؟
ای خدا گیر افتادم.........
یعنی اشتباه کردم احضار روح کردم و اون در و صدا مخفی شد؟!
دادم زدم:
این در کجاست؟
یکی نجاتم بده..........
- ۳۷۲
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط