{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راز یک وکیل مدافع♟️⁵

راز یک وکیل مدافع♟️⁵
ویو دایون:
ساعتای شیش و نیم صبح بود که بیدار شدم. امروز میخواستم موکلم رو ببینم برای همین باید زودتر برم. یه دوش ۳۰ دقیقه ای گرفتم و یه آرایش ملایم کردم و لباسمو پوشیدم.(اسلاید دوم)
زنگ به سوجین زدم و گفتم که کارش دارم.
÷دایون چیشده.
×سوجین من امروز با تاکسی میرم تو با ماشین من برو و درمورد همون دختره تحقیق کن.
÷باشه پس من رفتم.
سوار تاکسی شدم و رفتم سمت بازداشتگاه.
(علامت دادستان یا همون رئیس دایون:▪︎علامت سان:¤)
▪︎دایون خوش اومدی.
×موکلم داخل اتاق بازجوییه؟
▪︎آره همون جاست.
×پس من رفتم.
رفتم داخل اتاق بازجویی و سان رو دیدم.
یه چهره ی خیلی مظلوم و پاک داشت که هر کسی میدید گول می‌خورد و لی من ازاین چهره ها زیاد دیدم.
×سلام،من وکیل مدافع کیم دایون هستم. قراره از این به بعد باهم کار کنیم. نمیخوای خودتو معرفی کنی؟
¤س....سلام من کانگ سان هستم ۲۷ سالمه.
×نمیخواد دست پاچه بشی قرار تا آخر دادگاه باهم باشیم و باهم بی گناهی تو ثابت کنیم.
×خب میتونی بگی کجا میتونیم مدرک پیدا کنیم که ثابت کنه تو بی گناهی؟
¤نمیدونم.....هیچی به ذهنم نمیرسه.
×لازم نیست به خودت فشار بیاری،فقط کافیه یه کوچولو از اون شب بگی.
¤از اون شب؟یعنی میگی من قاتلم؟(با داد)
×آقای سان لطفا آروم باشین من همیچین چیزی نگفتم فقط پرسیدم که اون شب چیز مشکوکی دیدین یا دیدین پسر عموی مرحومتون با کسی دعوا کنه؟
¤اون روز روز نامزدی خواهرش بود،اون با نامزد خواهرش مشکل داشت و دعوا کرده بود.
×میتونم بپرسم چرا دعوا کرده بودن؟
¤چون سو عاشق خواهر نامزد آبجیش شده بود. ولی تا جایی که میدونم سر این زیاد بحث نکرده بودن و بیشتر داشتن سر یه مورد دیگه دعوا میکردن.
×خب،میدونی اون مورد چی بود؟
¤نه نمیدونم.
×اون شب توی آپارتمان سو چیکار داشتی؟
¤خب،سو با مادرش و ابجیش زندگی میکرد،اون شب من رفته بودم با خواهر سو حرف بزنم که سو بهم گفت خونه نیستن،اون موقع ساعت ده شب بود،موقعی که میخواستم از آپارتمان خارج بشم دیدم خواهر سو برگشته،وایسادم و داخل راهرو با خواهر سو صحبت کردم.
×صحبتتون حدود دوساعت بوده،این غیر عادی نیست؟
¤درسته،ما حدود نیم ساعت داشتیم حرف میزدیم و اون یک ساعت و نیم رو بالای پشت بوم باهم غذا خوردیم.
×خب،خیلی ممنون که با ما همکاری کردی،دومین بازجوییمون با وکیل طرف مقابل هفته ی دیگه هست،لطفا تا اون موقع خودتو آماده کن.
¤چشم وکیل کیم
از توضیحاتش معلومه که پرونده پیچیده ای خواهد بود. اول از همه باید خواهر و آبجی سو رو پیدا کنم.
سوار تاکسی شدم و برگشتم خونه که سوجین رو دیدم.
÷دایون....دایونن!
×چیشده دختر چرا میدویی؟
÷چیزای خیلی زیادی فهمیدم باید بهت بگم.
×باشه اول بیا بریم داخل.
÷آماده ای؟
×آره.
÷دختره رو پیدا کردم.
×میدونستم.
÷چی؟از کجا میدونستی؟
×چون تو کارت درسته.
÷حالا اینا مهم نیست مسئله یه چیز دیگه هست.
×چی؟
÷برادرش به تازگیا به قتل رسیده. و حالا اگه گفتی برادرش کیه؟
×کی؟
÷کانگ سو.
×چی؟ یعنی میگی این دختره که یوجین دوسش داشت داشته نامزد میکرده و شب همون روز برادرش کشته شده؟
÷تو از کجا میدونستی که داشته نامزد میکرده؟
×سان توی بازجویی بهم گفت.
÷حالا که اینجوری شده وضعیتمون خیلی سخت شده.
×آره،پرونده داره خیلی پیچیده میشه.
÷حالا میخای چیکار کنی؟
×به عنوان یه وکیل میرم پیشش نه یه آدم معمولی.
÷باشه پس موفق باشی.
×ممنون.
دیدگاه ها (۰)

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

بچه ها کاش می شد سازنده اکتیویژن رو مثل سگ بزنم حالا چرا؟داخ...

وقتی بهت خیانت میکنه p۴ویو جیمین وقتی اعضا اون حرفا رو بهم ز...

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

ساکورا: باشه ولی من از اون آدمایی نیستم که یه دعوا منطقی ببی...

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط